تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
حصار طرب را گشودند در * نديدند چون از مخالف اثر سپهدار جم‌قدر كسرىنژاد « 1 » * درى خير بر روى مردم گشاد ببخشيد جرم و گناه همه * كه او چون شبان بود و باقى رمه بزرگان ز هرسو به درگاه اوى * نمودند از دور و نزديك روى بگفتند با او كه اى پرهنر * تو هستى سزاوار تاج و كمر كه دارى ز يعقوب و كسرىتبار * پدر بر پدر والى و شهريار كه بودى ملك دنيى او را لقب * رساندى به شاه آفريدون نسب كنون گر تو شاهى نمائى رواست * وجودت مس ملك را كيميا است همى خواست كز راه شاه جهان * بتابد به گفتار نابخردان و ليكن خرد را به خود پيشه كرد * چنين در دل پاكش انديشه كرد [ 80 ب ] كه از حكم شاهنشه كامياب * نباشد گذشتن طريق صواب كه فرزند پاك نبّى و ولى است * در ايّام چون مهر انور جلى است يكى ايلچى زيرك تيزوير * فرستاد در نزد صاحب‌سرير شهنشاه پذرفت گفتار آن * همى كرد اغماض كردار آن به يرليق « 2 » شاهى سر افراختش * به زابلستان حكمران ساختش چو اين مژده آمد به زابلستان * از آن شادمان شد دل دوستان بر آن نامور شد ز هر در فراز * دليران گردن‌كش رزم‌ساز خردمند بيداردل نوجوان * بسى كرد خوبى به پير و جوان بسى ملك ويرانه آباد كرد * روان نياكان ز خود شاد كرد
هامش
( 1 ) . ابتدا قافيه اين مصرع « تبار » نوشته شده و سپس بدون حذف آن بر بالاى آن « نژاد » افزوده شده كه با مصرع بعدى هم قافيه است . ( 2 ) . اين كلمه با املاى « يرليغ » مشهورتر است .