محاربه نمودن ملك محمود خان با جعفر سلطان افشار و كشته شدن جعفر سلطان به تيغ دليران خنجرگذار
پس آنگه سپهدار عالىتبار * سران نخع « 1 » با سران ديار
طلب كرد و گفت اى دليران من * هنرمند مردان و شيران من
همان به كه با خاك گرديم پست * كه بر ما غريبى شود چيرهدست « 2 »
مرا مرده بودن به كام نهنگ * به از زندگانى كه باشم به ننگ
اگر آنكه با من دراين داورى * نماييد از صدق فرمانبرى
به توفيق دادار خورشيد و ماه * بر اعدا كنم روز روشن سياه
بزرگان به پيشش به پا خاستند « 3 » * ملك را چنين پاسخ آراستند
كه تا هست ما را روان در بدن * نگشتهست پيراهن ما كفن
[ 78 ب ] همه از دل و جان تو را بندهايم * به امداد و لطف تو پايندهايم
به هرچيز فرماندهى آن كنيم * به حكم تو جانها گروگان كنيم
چو بشنيد محمود لشكرشكن * از آن نامداران آن انجمن
هامش
( 1 ) . [ شايد اين ، نخستين نسخهاى باشد كه اندك « نخى » ها را « نخع » هم نوشته است . و از آنجايى كه اين نسخه ، رونويسى است ، شايد بسيارى از « نخى » ها ، بعد ، در رونويسى « نخع » شده باشد ، گرچه در برخى ابيات ، طبق قافيه ، « نخع » اصل مىنمايد . ( ج . م ) ] .
( 2 ) . م : چيردست .
( 3 ) . م : خواستند .