تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
به اقبال و انصاف كيخسروى * از آن يافت جاى نياكان « 1 » نوى كه بردى شرف در نسب پاكزاد * ز هوشنگ ، طهمورث از پيشداد چو بر جاى آباى نامى نشست * بپرورد دانا و ظالم شكست عروس جهان را خريدار شد * چو « 2 » فرزانه بُد « 3 » يار را يار شد به مشّاطه عدل آن پرهنر * عروس ولا يافت زيب دگر هنوزش نشد كار شوكت تمام * كه بر تخت ايران به وفق مرام سرافراز شاهان و ظل إله * جهاندار عبّاس شد پادشاه كه بودش به نزد كهان و مهان * ملقّب به خاقان جنّت‌مكان « 4 » به فرمان او خسرو كامكار * يكى مرد شد حاكم اين يار به نزديك خاقان بلند احترام * نژادش ز افشار و جعفر به نام گران‌مايگان از سران ملوك * بزرگان كه بودند در هر بلوك پى امر فرمان عبّاس شاه * پذيره برفتند او را به راه به جز گرد دارا فر نيك‌پى * سرافراز ايّام محمّد كى كه اين كار دانست بر خويش عار * كه فرمانبرى را كند اختيار [ 77 ب ] چو بر طبع فرزانه آمد گران * بپيچيد از حكم خسرو عنان به همراه ياران خود بالتّمام * نيامد چون ضيغم برون از كنام وزان رو چو سلطان بيامد به شهر * ز احسان او اكثرى يافت بهر چون دانست كان مهتر ارجمند * به دامش نيفتد ز طبع بلند به خلق سجستان محبّت فزود * چو ياراى پيكار و كينش نبود سرانى كه آمد ز زابل برش * ستايش نمود هريكى درخورش غياث الدّين او مهتر پرهنر « 5 » * كه از عمرو يعقوب بودش گُهر
هامش
( 1 ) . م : نواكان . ( 2 ) . م : چون . ( 3 ) . پيش از « بُد » ، « شد » آمده و سپس تصحيح شده است . ( 4 ) . بنابر منابع صفويّه ، « شاه جنّت‌مكان » براى شاه طهماسب به كار مىرفت . ( 5 ) . م : هراستر .