تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
به فرمان شاه ذوى الاقتدار * به او يافت امرى نيابت قرار چو بگذشت از دولتش چند سال * بيامد به خورشيد عمرش زوال بديع الزّمان كشته شد بىگناه « 1 » * به حكم بنى عم ، سماعيل شاه تمور خان به جا ماند در نيمروز * به بيداد و ظلم و ستم خانه‌سوز ز كوتاهى عقل و از حرص و آز * همى كرد دست تعدّى دراز [ 76 ب ] چو « 2 » بيرون شد از جادهء مستقيم * از آن شد دل شيرمردان دونيم ز جورش چو « 3 » مردم به تنگ آمدند * طلب‌كار ناموس و ننگ آمدند به طيش تمام آن ستمكار شوم * نمودند اخراج از اين مرز و بوم بزرگان زابل ز روى وفاق * بگفتند با هم برون از نفاق اگر مسند و گاه فرماندهى * بماند ز صاحب‌كلاهى تهى چنين ملك آباد گردد خراب * نبينند روى خوشى شيخ و شاب به رفع حوادث ز هر شرّ و شور * به هر گله باشد شبانى ضرور علاج اوست كز سروران ديار * ز احفاد يعقوب والاتبار كسى را كه باشد به نيرو و بخت * به تدبير دانا ، به پيكار سخت نشانيم بر مسند سرورى * نماييم از صدق فرمانبرى از آن پس بزرگان زابل تمام * چو مهتر چو كهتر چو خاص « 4 » و چو عام به نزد بزرگان خسرونژاد * از اين قول كردند بسيار ياد عروس حكومت به صد زيب و فر * همى جلوه دادند در هر نظر از ايشان نيامد يكى خواستگار * نديدند چون درخورى خويش كار به جز گرد داناى صاحب‌سلوك * سرى نامداران آل ملوك [ 77 الف ] سرافراز محمود عالىگهر * كه بودى ملك حيدر او را پدر
هامش
( 1 ) . بديع الزّمان به دستور شاه اسماعيل دوم و توسّط تيمور خان كشته شد . ( احياء الملوك ، ص 19 ) دربارهء آشفتگى اوضاع سيستان پس از مرگ بديع الزّمان نگاه كنيد به : همان كتاب ، صص 192 - 197 . ( 2 ) . م : چون . ( 3 ) . م : چون . ( 4 ) . م : خواص .