تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١

مرخّص شدن ملك قطب الدّين از خاقان مظفّر لوا ، شاهرخ ميرزا و آمدن به سيستان و محاربات كه ميان او و شاهرخ ميرزا واقع شد

از آن پس بيامد به زرّين ركاب * شتابنده تا دامن رود آب چون اهل ولايت خبر يافتند * سراسر برش « 1 » زود بشتافتند به شهر اندر آمد شه ارجمند * نشست از برى كاخ و تخت بلند به درگاه آن مردم از هر كنار * ز حدّ زره تا برى رودبار برفتند و گفتند اى پاكزاد * ز تو چشم اهريمنان دور باد [ 73 ب ] تو را جاودان باد اقبال و جاه * سرت باد برتر ز تابنده ماه ز يُمن قدوم تو اى شهريار * شكفتيم يكسر چو « 2 » گل در بهار بر ايشان ملك آفرين كرد و گفت * كه بادا خرد با شما جمله جفت از آن پس ز دينار بگشاد بند * برافشاند بر مردم آن ارجمند فراخور به هركس ز پير و جوان * ببخشيد آن مهتر مهتران شد آراسته كشور سيستان * ز انصاف او سرورى كامران چو بگذشت چندى براين روزگار * كه نخل تمنّا برآورد بار ز مردان و گردان نوخواسته * شد اقليم زابل برآراسته
هامش
( 1 ) . م : سرش . ( 2 ) . م : چون .