تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
[ 74 ب ] ز زابل به ملك هرى كينه‌خواه * روان شد سرافراز با دستگاه هرآن‌كس ز حكمش به‌پيچيد سر * سرش را بكندند شيران نر تمامى خلق هرى در حصار * نشستند و كردند در استوار سجستان سپه اندر آن بوم و بر * بِكندند و كردند زير و زبر در و بوستان و مكان نشست * تمامى نمودند با خاك پست ببردند هرچيز درخورد بود * سپه يافت هرگوشه بسيار سود ز ملك هرى قاصدى مثل باد * بشد نزد خاقان با عدل و داد چو بشنيد خاقان هم اندر شتاب * به زودى گذر كرد از روى آب از آن بود كشتى به صد اضطراب * كه بودى ز بر آتش و زير آب ز جيحون به ملك خراسان‌زمين * روان شد شهنشاه صاحب‌يقين ملك چون خبر شد بپرداخت جاى * به گفتار دانندهء رهنماى چو آمد به زابلستان پر هنر * طلب كرد گُردان همه سربه‌سر چنين گفت كاين شاه فيروز جنگ * به اين در بيايد گشاده دو چنگ نشايد كه با او به دشت نبرد * به ميدان برآريم از كينه گرد همه قلعه‌هاى « 1 » سجستان تمام * ببنديد درها به وفق مرام [ 75 الف ] نشينيد در بارهءها بهر جنگ * كه بر ما نيايد دگرباره ننگ چو سلطان بيايد نيابد ظفر * دگرباره بنديم بر كين كمر چو گفتار آن مهترى پر هنر * شنيدند گردن‌كشان سربه‌سر بگفتند اين است آيين و راى * كه فرمود بينادل رهنماى وز آن رو شه گوركان باشكوه * به زابل بيامد چو الوند كوه سپاهش فزون‌تر ز مور و ملخ * به پيكار هرسو كشيدند نخ گلستان و ايوان بسى شد خراب * كه ديگر نديد آن نوا را به خواب بسى بود با قلعه‌ها « 2 » جنگ شور * به فرمان سالار ايران و تور
هامش
( 1 ) . م : قلعهاى . ( 2 ) . م : قلعها .