تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
سه نوبت بدين‌گونه پيكار سخت * نمودند يارى نفرمود بخت ز ميدان دليران زابل زمين * برفتند در شهر ، دل‌ها غمين ملك تنگدل شد ز جور سپهر * بگفتا كه اف بر تو اى « 1 » كين مهر [ 72 الف ] پس آنگه سپهبد تضرّع‌كنان * بيامد به درگاه صاحب‌قران مظفّرلوا شاه گردون‌اساس * ورا داد در خدمتش اختصاص گذشته گناهش ببخشيد شاه * چو « 2 » آمد به دربار آن عذرخواه پس آنگه شهنشاه صاحب‌قران * نشست از بر باره كُه‌توان به نظارّه لشكر بىكران * همى بود سالار صاحب‌قران كه ناگه ز گردان زابل حصار * كمان‌هاى چاچى به كف سى هزار بسان هيون گسسته مهار * روان هريكى در صف كارزار گشادند از شست تير خدنگ * دهاده برآمد به ميدان جنگ يكى تير بر ران صاحب‌سرير * رها شد چو از شست شد جايگير عنان‌پيچ شد شاه زرّين‌كُلاه * به يكران دولت به قلب سپاه ملك را بفرمود كردند بند * بپوشيد جوشن شه ارجمند به ميدان درآمد به شأن و شكوه * كه زان لرزه افتاد بر دشت و كوه سپاهش درآمد چو دريا به موج * چو موجى كه پستش همان بود اوج به ميدان فرو ريخت سرها به خاك * زره‌ها ز شمشير شد چاك‌چاك دليران سلطان صاحب‌قران * ابا لشكر سيستان همعنان [ 72 ب ] به دروازه شهر تنگ آمدند * ز برج و ز باره به جنگ آمدند چو از سيستان بخت برگشته بود * نمودند سعى و نبخشيد سود در آن شهر لشكر فرو ريختند * به دروازه با هم برآويختند ز شهرى و لشكر ز بس كشته شد * در آن شهر از كشته‌ها پشته شد دليران ترك از مى كينه مست * به تاراج و كشتن گشادند دست به يغما بِبُردند هرچيز بود * ز دّر و ز ياقوت و ظرف و نقود
هامش
( 1 ) . م : او . ( 2 ) . م : چون .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 129 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل