تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

مخالفت اهالى سيستان با ملك خلف و آمدن سلطان محمود به سيستان بار ديگر

كنون بازگردم به قول دگر * كه دادند از احوال طاهر خبر كه چون شاه محمود از هندوستان * بيامد به غزنين و كابل‌ستان ز محمود چون بُد خلف دردمند * بترسيد كارد به جانش گزند به طاهر چنين گفت اى نيك‌بخت * مبارك بود بر تو اين تاج و تخت [ 62 ب ] تو بنشين به جاى نياكان خويش * به آيين شاهان و پاكان پيش ندارد ثباتى چو « 1 » دهر سپنج * سپردم تو را افسر و تخت و گنج چو « 2 » طاهر به تخت پدر برنشست * ستمگر ز جان شست يكباره دست جوان بود و فرزانه و تيزهوش * به گفتار داننده‌گان داشت گوش بياراست كشور به انصاف و داد * سپاه و رعيّت ز خود كرد شاد بزرگان زابلستان صبح و شام * به درگاه آن مدح‌خوان بالتّمام چو يك چند از « 3 » شاهىاش درگذشت * فلك دفتر شوكتش درنوشت خلف گشت نادم ز كردار خويش * پشيمان شد از رأى و گفتار خويش شده سالخورد از پى حرص و آز * سر حقّهء مكر را كرد باز
هامش
( 1 ) . م : چون . ( 2 ) . م : چون . ( 3 ) . م : چون از يك چند از .