تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
چو دانست كان گرد ساسان‌تبار * به جيرفت تنها نگيرد قرار برآراست لشكر به كرمان‌زمين * به پيكارش آمد سرى پر ز كين ز موسى به طاهر چو آمد خبر * بشد از پى كينه پرخاشخر بيامد شتابان چو غُرنده ميغ * كه باران او بود كوپال و تيغ دو لشكر چو با هم برابر رسيد * پى رزم هردو سپه صف كشيد ز بس بر هوا رفت گرد و غبار * بشد روز رخشنده چون « 1 » شام تار برآمد خروش ده و گير و دار * ز مردان نامى در آن كارزار ز بس كشته افتاد در رزمگاه * بشد بسته بر اسب بر مرد راه ز نيروى گردان طاهرپرست * به كرمان سپه اندر آمد شكست تمامى كرمان‌زمين سربه‌سر * به فرمان طاهر شد از خشك و تر بدادند يكسر سرانش خراج * كه او بود زيبندهء تخت و تاج « 2 » شهنشاه ديلم چو « 3 » آگاه شد * كه طاهر به كرمان‌زمين شاه شد [ 61 الف ] به استاد هرمز بفرمود شاه * كزين در ببر لشكر كينه‌خواه به پيكار طاهر ميان بند تنگ * كه آن شرزه شيرىست در روز جنگ چو بشنيد استاد هرمز ز شاه * بياراست لشكر بشد كينه‌خواه سپاهى فزون‌تر ز برگ درخت * كهن نرم چون موم ، در رزم « 4 » سخت ز استاد هرمز به طاهر خبر * چو آمد بدانست آن نامور كه باشد سپاهى فزون از شمار * نشايد نمودن به او كارزار سران ديالم همه كرده بند * به خود برد همراه ، آن ارجمند ز كرمان‌زمين آن يل كينه‌خواه * سوى مرز بابل « 5 » بپيمود راه چون آمد به نزديك زابلستان * يكى مجلس آراست چون گلستان
هامش
( 1 ) . م : چو . ( 2 ) . م : « كه او زيبنده و تخت و تاج » . ( 3 ) . م : چون . ( 4 ) . م : زم . ( 5 ) . احتمالا « زابل » ؟