تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
چو زنهاريان در پناه توام * از اين بعد بس « 1 » نيكخواه « 2 » توام چو محمود بشنيد انديشه كرد * ببخشيد و بر وى كرم پيشه كرد كه در خاندان « 3 » بزرگان شكست * نيارند شاهان يزدان‌پرست خلف چون امان يافت از شهريار * فراوان زر و گوهر شاهوار به هديه برى شه فرستاد زود * بيامد به نزدش ستايش نمود سپهبد به آن كرد سلطان خطاب * چو بشنيد شاهنشه كامياب گرفتش بسان برادر به بر * ستايش نمودش به فضل و هنر چو كسرىتبارى نباشد روا * كه سازم تو را رنجه اى كدخدا [ 64 ب ] به هرجا كه خواهى مكان اختيار * ز اقليم من كُن بَرآراى كار كه باشى در آنجا دل شادمان * تو مهمان شوى « 4 » و منت ميزبان كه غمّاز مردان نيابند راه * منت غمگسار و توام نيكخواه سپهبد خلف ملك جرجان گزين * نمود و برفت اندر آن سرزمين در آن مرز به « 5 » شادمان چهار سال * خداوند گنج و شكوه و جلال به پنجم سرآمد بر آن روزگار * خبر شد ز مرگش جهان شهريار ابو حفص پور خلف پيش خواند * ز هر در سخن‌هاى شايسته راند به او گفت اى يادگار كيان * از آن در به زابل برو شادمان ببر گنج و اسباب فرخ پدر * به اوطان خود باش با شأن و فر ابو حفص آمد سوى سيستان * بسى بود شاداب با دوستان خبر داد داننده داناى راز * كه بُد شهريار خلف سرفراز خردمند « 6 » و جوّاد و صاف‌اعتقاد * دلير و سرافراز و نيكونهاد در ايّام شاهى به روشن‌روان * طلب كرد يكسر همه بخردان
هامش
( 1 ) . م : پس . ( 2 ) . م : نيكجو . ( 3 ) . م : خانه‌دان . ( 4 ) . م : نخستين كلمه نوشته شده در متن « هستى » بوده كه خط خورده و بالاى آن « شوى » اضافه شده است . ( 5 ) . م : يه . ( 6 ) . م : خرمند .