تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
[ 62 الف ] به ميعادگه چون بيامد پسر * پدر تنگ بگرفت او را به بر از آن پيش كان نورسيده جوان * بيامد در آنجا خلف در نهان تن چند بنشانده بُد در كمين * چو « 1 » مكّاره صيّاد دام زمين چو جستند از جاى خود بىقرار * گرفتند آن گرد عالىتبار ببستند دست يلى زورمند * به فرمان تدبير شاه بلند وزان « 2 » پس به بردش به زندان كشان * سپردش به دژخيم مردم‌كشان پسر را پدر كشت و كردش كفن * كه شاهى نمايد به هر انجمن پسر را كشد گه پدر گه پسر * پدر را ببرد پى تاج سر تفو بر تو اى چرخ بىاعتبار * كه از كين نسايى « 3 » به ليل و نهار ندارى از اين كرده‌ها هيچ شرم * دل سنگت هرگز نگرديده نرم
هامش
( 1 ) . م : چون . ( 2 ) . م : و از آن . ( 3 ) . [ آيا تلفّظى بومى از « نياسايى » است ؟ ( ج . م ) ]
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 110 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل