تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

عزيمت سلطان محمود به جانب سيستان و منازعه ملك خلف و طاهر پسر او با يكديگر

چنين گفت گويندهء داستان * كه چون رفت محمود از سيستان سپهبد خلف با پسر كينه‌ور * بشد از پى ملك و تاج و كمر همين نيز طاهر كمر استوار * به بست از پى كينه و كارزار ميان دو فرخنده شد رزم سخت * به طاهر نشد يار اقبال و بخت ز زابل گريزان به كرمان‌زمين * همين رفت دل از پدر پر ز كين در آن سرزمين شد « 1 » بر او انجمن * ز مردان و گردان شمشيرزن ز سرجان و جيرفت و اقصاى لار * بر آن جمع شد لشكر بىشمار از آنجا به مرز قهستان به كين * بيامد سپهدار زابل‌زمين همه ملك قاين به فرمان او * سران شد سراسر به پيمان او سپه را به سيم و درم شاد كرد * تهى كيسه‌گان از غم آزاد كرد [ 60 ب ] چو آراست او لشكر رزم‌ساز * دگرباره آمد به جيرفت باز چو شد حاكم ملك كرمان خبر * كه آمد سپهدار والاگُهر كه موسى بُدش نام مرد دلير * ز شاهان ديلم به كرمان امير
هامش
( 1 ) . م : « شد » ندارد .