تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
تمورتاش را دست بسته چو سنگ * فرستش به درگاه من بىدرنگ ابو جعفر آمد به كردار شير * شتابان همين رفت تا بردسير كه آنجا تمورتاش بُد نيكِ زند * بفرمود كان را نمودند بند به شيراز نزد شه ديلمان * بفرمود بُردند زار و كشان وز آن پس به مانند رعد بهار * خروشان روان گشت در كوهسار چو آگاه شد عمر [ و ] والانژاد * كه آمد سپاهى به كردار باد به تندى روان گشت در كارزار * چو شيرى كه يابد به ميدان شكار چو نزديك شد لشكر از هر دو سوى * برآمد ز گردان ده و هاىوهوى شب قيرگون گشت ميدان جنگ * ز باريدن گرز [ و ] تير خدنگ سپرها چو كشتى به درياى خون * درافتاد هرگوشه‌اى واژگون ز نيروى گردان و شمشير و تيز « 1 » * ابو جعفر آورد رو در گريز به شيراز آمد دل اندر گداز * بيان كرد احوال جنگ دراز [ 56 الف ] چو صمصام دوله از آن اين شنيد * بر آن تيره گرديد روز سفيد به زودى بفرمود فرخنده شاه * كه آمد زِ هَر « 2 » مرز بىمرّ سپاه سپاهى برآراست بيش از شمار * ز مردان و گردان خنجرگداز به عبّاس احمد بفرمود شاه * كزين « 3 » در به كرمان بشو كينه‌خواه كه هستى سرافراز و روشن‌روان * به هركار دارى ز مردى توان از آن چون خبر شد به پور خلف * نشست از برى زين ، عمودى به كف برانگيخت لشكر به پيكار و كين * به پيشانى از خشم افكند چين بيامد به پيكار مانند گرد * هنر عيب شد بخت يارى نكرد دو لشكر چو با هم برآويختند * ز رگها همه خون فروريختند چو از عمر پوشيده بُد بخت چهر * برو كينه ور گشت دور سپهر
هامش
( 1 ) . م : تير . ( 2 ) . م : « زِ هَر » ندارد . ( 3 ) . م : كرازاين .