به تمهيد سمجور اندر شتاب * در آن قلعهء شد مهتر كامياب
تهى شد چو حصن از دليران جنگ * على داخل قلعه شد بىدرنگ
از آن پس به توران زمين گشتباز * به عهدش وفا كرد او چارهساز
از آن پس به پيكار سامانيان * ز هر سو ببستند شاهان ميان
ز هر گوشه برخاست « 1 » آشوب و كين * به سامانيان بخت شد بدنشين
سجستان و كرمان و مكرانزمين * درآمد به فرمان آن پاكدين
هامش
( 1 ) . م : برخواست .