تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
حسين ابن طاهر طلب كرد شاه * كزين در بِبَر لشكر كينه‌خواه [ 53 ب ] خلف را به زودى بگير و ببند * به نزد من آور تن مستمند حسين ابن طاهر بشد شادمان * برآراست لشكر چو « 1 » باد دمان همى رفت تا نزد دريا كنار * سپاه فزون‌تر ز انجم شمار ز دوشمن خبردار چون شد خلف * ز كينه همى سود كف را به كف يكى قلعه بودش سر اندر سماك * به اوجش برآورده از روى خاك زده ابرها خيمه بر دامنش * ستاره نگشتى به پيرامنش كه بُد نام او دژ حصار درك * بُنش بر سمك كنگرش بر فلك در آن قلعه بُد مهمتر بىمثال * به پيكار و رزم عدو هفت سال خبر يافت سالار توران زمين * كه نبود حسين مرد پيكار و كين به نزد على ابن سمجور كس * فرستاد و گفتا تو را دسترس بود فتح اقليم زابلستان * چو هستى سرافراز گرد و جوان « 2 » ز ملك خراسان سپه بر گزين * بِبر با خود اى مرد باآفرين به تاراج او ملك بگشاى دست * بكن قلعهء درك با خاك پست على ابن سمجور از حكم شاه * بيامد به زابلستان كينه‌خواه چو محكم بُد از روزگار سلف * بناى موالات او با خلف [ 54 الف ] به نزدش رسولى ز راه و داد * نهانى فرستاد و پيغام داد كه از بهر عذر من اى كامكار * گذر كن به جاى دگر زين حصار چو اين حصن ما را درآيد به چنگ * نجويم از آن بعد پيكار و جنگ كشم زين ولايت به توران سپاه * پس از من تو از دوشمنان كينه خواه يكى قلعه در سيستان بود طاق * كه كيوان به اوجش بُدى چون رواق چو سنگى شدى از فرازش رها * شكستى سر مه پس از قرن‌ها
هامش
( 1 ) . م : چون . ( 2 ) . ابتدا « جها » نوشته‌اند و سپس آن را خط زده و بالاى آن « جوان » افزوده‌اند .