امام امم جانشين رسول * شه لافتى زوج پاك بتول
[ 52 الف ] على مظهر لطف پروردگار * كه ذاتش بود قاسم خلد و نار
پس از خاكبوس امامان تمام * ز ارض نجف تا به دار السّلام
به صد شوق و اعزاز از او گلستان * به شادى روان شد سوى سيستان
چه آمد شتابان به زابل ز راه * بشد طاهر ابن حسين كينهخواه
ز شرط و ز پيمان نياورد ياد * بزرگى به طبعش موافق فتاد
بپيچيده از راه انصاف روى * به او نامبردار شد كينهجوى
خلف چون چنان ديد از دوستان * عنانپيچ گرديد از سيستان
به نزديك منصور ساماننژاد * برفت او خردمند نيكو نهاد
چو آمد به شهر بخارا ز راه * سپهدار منصور شد نيكخواه
شه نامبردار بنواختش * فزونتر ز خود پايگه ساختش
پس از شرط مهمانى آن نامدار * سپاهى به او داد خنجرگذار
خلف با سپاه فزون از شمار * بيامد دمان تا لب رودبار
چو طاهر نَبُد مرد پيكار و جنگ * گريزان شد از جنگ غرّانپلنگ
ز بيم دليران خنجرگذار * شد از سيستان جانب اسفزار
ز بعد مخالف خلف در زمان * درآمد به ايوان خود شادمان
[ 52 ب ] درى گنجهاى درم كرد باز * سپه كرد از خواسته بىنياز
سپه را به زر چون ز خود شاد كرد * به نيكى ز منصور همين ياد كرد
گسل كرد تا زود گشتند باز * به شهر بخارا ز راه دراز
چو از رفتن لشكر نامور * خبر شد به طاهر از اين بوم و بر
شتابان بيامد سوى سيستان * خوارج به او گشتن « 1 » همداستان
سپهبد خلف بار ديگر چون باد * سوى شاه تورانزمين رو نهاد
ز منصور بگرفت بار دگر * سپاه و بيامد ز ره كينهور
هامش
( 1 ) . در متن چنين است . شايد « گشته » مناسبتر بوده است .