تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
رود مهر عمرش به چاه افول * شود گلشن شادمانى ذبول رخ ارغوان زعفرانى شود * بهار نشاطش خزانى شود برادر دو تن داشت كهتر به سال * كه بودند دانادل و بىهمال نخست عمرو بود او خداوند بخت * كه زينت ز او يافت ديهيم و تخت دويم را از ايشان على نام بود * كه مردى سرافراز و باكام بود طلب كرد عمرو و برِ خود نشاند * به پندش سخن‌هاى شايسته راند به او گفت اى مرد گردن‌فراز * مباد از وجودت جهان بىنياز شود ربع مسكون به فرمان تو * نه‌پيچد فلك سر ز پيمان تو كشد رايض حكمت اى پاك‌دين * حرون « 1 » توسن چرخ در زير زين تو را شاهد ملك زيبد به بر * كه دارى ز ساسان گرامى گُهر [ 40 الف ] پس از يزدجرد آن جهان شهريار * عروس شهى شد به بيگانه يار نشد با نياكان ما بخت يار * نكرديم نام و نسب آشكار مرا چون عنايات حقّ يار شد * همان اختر خفته بيدار شد عروس ممالك دگر ره ز مهر * بر اولاد ساسان برافروخت چهر به مردانگى در صف كارزار * نژاد و گهر ساختم آشكار به فرزانگى بودمى ساليان * به اورنگ فرماندهى كامران فلك نوبت من كنون در نوشت * سرير شهى باز نو از تو گشت ز بعد من اى گرد فرخنده‌بخت * مبارك بود بر تو اين تاج و تخت چه خواهى كه ملكت بود پايدار * خداترس را بر رعيّت گمار چنان زيست كن با رعيّت به داد * كه خوابند شب از تو خشنود و شاد ندارى ز بهر طمع كس به رنج * كه شه را بود نام بهتر ز گنج به داد رعيّت به انصاف رس * بترس از خداوند فريادرس مناسب در اينجا نمود اين مقال * كه فرمود داناى صاحب كمال
هامش
( 1 ) . م : هرون .