تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

نهضت ملك يعقوب با لشكرش به جانب بغداد به محاربه با خليفه و بىنيل مقصود بازگشتن

به آهنگ تسخير دار السّلام * برآورد شمشير كين از نيام [ 36 ب ] چو آگاهى آمد زىِ معتضد * ز دم سردى دهر شد منجمد بفرمود منشور مُلك عجم * نويسند بر نام فرزند جم كه ملك خراسان و مازندران * بدادم تو را از كران تا كران فرستاده آمد به اصطخر زود * بر تخت شاه و پرستش نمود به او گفت سالار گردن‌فراز * به اينها نگردم من از راه باز فرستاده برگشت و هرچيز ديد * بر معتضد كرد گفت و شنيد خليفه برآشفت و شد كينه‌خواه * به درگاه خود خواند يكسر سپاه برادر طلب كرد و گفتا بُرو * از اين در به رزم جهاندار ، تو كه كسرىنژاد است و والاگهر * مبادا كه بر ما رساند ضرر سپاهى فزون‌تر ز چون و ز چند * ببر هركه باشد به رزمت پسند موفق چو بشنيد پرداخت جاى * به زودى به اسب اندر آورد پاى روآرو برآمد ز دار السّلام * سمك شد ضبان و فلك مشك فام همين رفت با لشكر بىكران * چو جوشنده درياى مازندران