محمّد بدش نام و اصل پدر * تميمىنسب بود و بازيب و فر
سپاهى برآراست از مرز فارس * كه تعدادش آمد فزون از قياس
دو لشكر چو با هم برابر شدند * صفآرا به شمشير و خنجر شدند
[ 36 الف ] غريويدن كوس در دشت جنگ * تزلزل درافكند بر خاره سنگ
دليران به شمشير و تير و خدنگ * ز بس رزم كردند از نام و ننگ
چنان خون روان شد در آن دشت كين * كه شد ژرف بحرى چو درياى چين
سر و پيكر كشته بر روى آب * نمودى به مانند موج و حباب
تميمى سپه را نگون شد درفش * ز نيروى آن تيغهاى بنفش
به يكباره از جنگ بگريختند * سلاح از تن خود فرو ريختند
محمّد به صد رنج و خوارى روان * برون بُرد از آن بحر خونخوار جان
لواى بزرگى يعقوب شاه * ز ماهى برآمد به تابنده ماه
ز اصطخر شيراز تا بحر آب * درآمد به فرمان او كامياب
سران برنهادند رخ بر زمين * كه اى شاه بادانش و داد و دين
روان فريدون ز تو شاد شد * ز يمن تو اين كشور آباد شد
سپه را سراسر شه كامران * درم داد و دينار و برگستوان
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: صبورى
ص٦٤