تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
شتابان گريزان حسن پر ز درد * سپاه از چپ و راست مانند گرد چو آمد به ملك خود از رزمگاه * پناه جست در قلعهء از بيم شاه وزان روى سالار كسرىنژاد * چو از فتح دشمن دلش گشت شاد هر آن چيزش از خصم آمد به دست * ز مركوب و دينار و جاى نشست ببخشيد آن خواسته سربه‌سر * به مردان و گردان پرخاشخر بيامد به آمل خداوند تاج * از آن شهر يك ساله بگرفت باج وز آن پس بشد شاه گيتىپناه * دوباره به رزم حسن كينه‌خواه خروشيدن كوس از پشت پيل * فزون رفت آوازه‌اش بر دو ميل روان شد به پيكار با گرز و تيغ * كه ناگه برآمد يكى تيره ميغ چهل روز باران و برف و تگرگ * بباريد بر اسب و بر خود و ترگ تبه گشت از لشكرش چل هزار * ز اسبان جنگى و مردان كار [ 35 ب ] چو شد رنجه او لشكر كينه‌خواه * به ناچار از راه برگشت شاه به دار الخلافه رسولى چو « 1 » باد * فرستاد يعقوب و پيغام داد به نزديكى معتضد در شتاب * كه اى از تو شاهان شده كامياب به نيروى بخت تو از تيغ تيز * ز من شد حسن خسته‌جان در گريز به خواهش نيامد جوابى به اوى * شد آزرده‌دل شاه پرخاشجوى ازآن‌رو كه چون آل طاهر به بند * كشيد او سپهبد به خم كمند خليفه بفرمود تا روز و شب * گشايند در ذمّ يعقوب لب بر آن شاه پيوسته نفرين كنند * ورا نام بدكيش و بىدين كنند از آن پس سپهدار گردون اساس * سپاه بُرون از حساب و قياس برآراست آمد چو شيرى ژيان * گشاده‌دل و تنگ بسته ميان كه شيراز را بار ديگر به چنگ * درآرد كند كار بر خصم تنگ در آن وقت بُد والى آن ديار * يكى مرد دانادل هوشيار
هامش
( 1 ) . م : چون .