تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
چو با كودكان راه بازى گرفت * جهانجو ره سرفرازى گرفت پدر هرچه تحصيل كرد از تعب * به طفلان ضيافت نمودى به شب به جز جنگ و ميدان و آماج‌گوى * به بازى ديگر نمىكرد روى دو لشكر ز طفلان بياراستى * ز يكديگر آن كين همين خواستى به بازى نشستى به تخت شهى * به سر بر نهادى كلاه مهى دو رويه ز طفلان صف از هركنار * برآراستى همچو مژگان سياه « 1 » بجز كشتن بستن چو در رزم « 2 » * پسندش نيامد به بازى و بزم به او كودكان شد چنان مهربان * كه از وى نگشتى جدا يك زمان [ 28 ب ] برآمد به يعقوب چون سال چند * قوىيال گشت و به تن زورمند ميان جوانان به هر انجمن * نمودى چو « 3 » سرو سهى در چمن دليرى و گردى و گندآورى * بزرگى و دانايى و سرورى عيان بود از او نو رسيده جوان * ز ديدار آن جسم بردى توان به جمع جوانان خسرونژاد * نشستى چو در مجلس او پاكزاد سر انجمن بود در هر هنر * ز كردار آن بود پيدا گهر به جمع جوانان يكى روز شاد * نشسته بد آن گرد خسرونژاد همى كرد هر نوجوانى نياز * درى خواهش و مطلب خويش باز يكى گفت ز اطلس لباس دگر * نباشد مرا خوش‌تر اى نامور يكى گفت بهتر ز رومىكلاه * نباشد مرا اى يل نيكخواه جوان دگر گفت زان دوستان * ز هر منزلى به بود بوستان دلير دگر « 4 » گفت خمر و كباب * بود پيش من به ز شهد و گلاب يكى گفت از نغمه‌ها در سرود * پسند من افتاد آواز رود « 5 »
هامش
( 1 ) . در متن « سياه » است . شايد « سوار » قافيه مناسب بوده است . ( 2 ) . اين مصرع در متن چنين آمده است . [ شايد :« به جز كشتن و بستن و جنگ و رزم . »( ج . م ) ] ( 3 ) . م : چون . ( 4 ) . م : ديگر . ( 5 ) . پس از رود ، در متن « عود » نيز نوشته شده است .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 51 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل