تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

صورت احوال يعقوب ليث و آشكار شدن سلطنت او

دبير خردمند صافى ضمير « 1 » * سخن را چنين نقش زد بر حرير سرافراز داناى نيك اعتقاد * به صافى و پاكى چنين كرد ياد كه چون گشت اورنگ فرماندهى * ز اولاد ساسان بهمن تهى چو شد يزدجرد از جهان رخت بست * به جام كيان شهد شد چون كبست « 2 » يكى مرد جوّاد صاف‌اعتقاد * كه بودش پدر اردشير قباد لقب بود شيرويه نامش قباد * پدر شاه پرويز و الا نهاد مسمّى به كى خسرو آن نامور * همى خواند هركس ز قول پدر چو دانست اقبال پوشيد چهر * ندارد به آن نامور هيچ مهر به همراه خدام فرمانبران * مكان كرد در كشور سيستان خردمند يك چند در نيمروز * همى بود چون ماه گيتىفروز به آخر سرآمد بران روزگار * كه از مرگ نتوان نمودن فرار [ 27 ب ] چو كيخسرو از دهر شد ناپديد * به هامان پورش جوانى رسيد
هامش
( 1 ) . م : خمير . ( 2 ) . كبست : رستنى باشد شبيه به دستنبوى كه به عربى حنظل و به فارسى خربوزهء تلخ گويند . نام فارسى حنظل است . ( لغت‌نامهء دهخدا ، چاپ جديد ) .