تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
چو هامان از اين دهر دون رخت بست * گران‌مايه فرزند جايش نشست كه فرزند آن بود گرد دلير * سليمان به نام آن يل شيرگير ز بعد سليمان والاگهر * گران‌مايه فرقد بُد آن را پسر كه فرقد يلى بود در سيستان * برازنده چون سرو در بوستان ز اولاد كيخسروى آن زمان * بسى گشت مردان ز پير و جوان چه شد زندگانى « 1 » فرقد دراز * جهان را به فرزند بگذاشت باز گران‌مايه بد ليث والانژاد * خردمند و دانا و صاف اعتقاد تبارش چه بود از نژاد كيان * همين داشتى راز خود در نهان [ كه ] تا كس نداند مر او را گهر * نگردند با او شهان كينه‌ور چو فرزانه بد عاقل هوشيار * بگفتا كه كسبى كنم اختيار كه مردم ندانند احوال من * نيايند در كينه دنبال من بود ثبت در مجلس المؤمنين « 2 » * به گفتار راوى پاكيزه‌دين همان در كتاب حبيب السير * چنين داده در وى مؤلّف خبر كه ليث ابن فرقد به نوشيروان * رساند نژاد و گهر در جهان [ 28 الف ] دگر باره اين دور گردان سپهر * به اولاد ساسان افكند مهر به او داد دادار « 3 » گيتىفروز * يك اختر فروزان چو تابنده روز به قد همچو سرو به رخ چون قمر * كجا ماه را باشد آن زيب [ و ] فر عيان از رخش نور شاهنشهى * جهاندارى و خسروى [ و ] مهى تو گفتى منوچهر يل زنده شد * جهان سربه‌سر پيش او بنده « 4 » شد خردمند دانا [ دل « 5 » ] و شادكام * گران‌مايه را كرد يعقوب نام همين پروريدش به صد عيش ناز * كه از شير مادر بشد بىنياز
هامش
( 1 ) . م : زنده‌گانى . ( 2 ) . اشاره به كتاب مجالس المؤمنين ، تأليف قاضى نور الله شوشترى . ( 3 ) . م : دار . ( 4 ) . م : بند . ( 5 ) . م : « دل » ندارد .