تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
عروس ممالك به زور هنر * به نيروى مردى بگيرم به بر بدان‌سان كه شه اردشير دلير * ز اشكان باز بستند سرير نشينم به تخت نياكان به داد * كه دارم ز ساسان بهمن نژاد پرآوازه شد زان يلى پرهنر * به اقليم زابلستان سربه‌سر ز نام نژادش نشان يافتند « 1 » * دليران برش تيز بشتافتند جوانان جرّار خنجرگذار * به يعقوب گشتند از صدق يار چو آواز جوشن پرآواز گشت * به او بخت [ و ] اقبال دمساز گشت هواخواه « 2 » او گشت هركس كه ديد * به نوعى كه او را نباشد مزيد در اين وقت درهم ابن نضر « 3 » * به ملك سجستان به تاج و كمر ورا كرد سردار بر جيش خويش * در فتح بگشاد بر عيش خويش به او گفت اى مرد روشن‌روان * چو فرخ‌نژادى و گرد جوان [ 30 الف ] سپهدار كردم تو را بر سپاه * برآوردمت سر به خورشيد [ و ] ماه تو او كن كه زيبد تبار تو را * بزرگى و جود و وقار تو را برانگيز لشكر به انصاف [ و ] عدل * به پيكار عمّار ياسر « 4 » چو « 5 » باد شتابان شو از كشور نيمروز * هرى را سراسر به آتش بسوز چو يعقوب بشنيد از وى سخن * به او گفت اى شاه با توش و تن مخور غم كه باشم سپهدار تو * به هر كار از دل مددكار تو بر و بوم دشمن بشورم به تيغ * لواى دليرى رسانم به ميغ بگفت [ و ] برانگيخت از جا سپاه * به پيكار دشمن به بيراه و راه
هامش
( 1 ) . م : نشانى نيافت . ( 2 ) . م : هواخاه . ( 3 ) . م : نصير . ( 4 ) . روشن نيست چرا شاعر ، عمّار خارجى را عمار ياسر ناميده است . براى نبرد يعقوب با عمار نگاه كنيد به : تاريخ سيستان ، به كوشش محمّد تقى بهار ( ملك الشعرا ) ، كلالهء خاور ، تهران 1314 ( چاپ دوم ، پديده « خاور » 1366 ) ، صص 206 - 207 . ( 5 ) . م : چون .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 53 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل