تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
به او اختر سعد منحوس شد * همه كار شاهيش معكوس شد بزرگان و نام‌آوران سپاه * دل‌آزرده گشتند از كار شاه چنان بخت از وى به يك بار شد * كزان ، قرّة العين بيزار شد به قتل پدر داد فرمان پسر * به بدمهرى « 1 » چرخ گردان نگر چو « 2 » بگرفت اورنگ شاهى قباد * پدر را كفن داد بنشست شاد ز شاهى به شش ماه گرديد سير * به ميراث بگذاشت با اردشير از آن بعد شش ماه يا بيشتر * فرامين شد صاحب تخت زر پس از بعد يكسال او بست رخت « 3 » * مكان كرد بر تخته از « 4 » روى تخت ز بعد فرامين به توران‌دُخت * عروس شهى از طرب گشت اخت [ 26 الف ] پس از بعد شش ماه از آن كند مهر * كه دائم به گرد است دورى سپهر ز بعدش به ملك شهى برشگفت * به شاهى چو « 5 » گل روى آزرم دخت جهاندار بر تخت بُد چهار ماه * چو ماه دو هفته به تاج [ و ] كلاه كه بودند او هر سه زيباى گاه * فروزنده « 6 » فرزند پرويز شاه پس از عهد او هر سه فرخنده‌بخت * بشد يزدجرد زينت‌افزاى تخت پدر شهريار است روشن چون ماه * كه او بود فرزند پرويز شاه چون بنشست بر تخت زر يزدجرد * بساط ملوك عجم گشت گِرد به اورنگ شاهى دو ده سال شاد * برآسود و يكباره از دست داد به اولاد ساسان دژم گشت بخت * از ايشان به بيگانگان ماند تخت دريغ او همه دانش و عدل و داد * كه دست فلك داد آخر به باد چنين بود تا بود گردان سپهر * به او جاودان نيست پيوند و مهر يكى را برآرد به چرخ بلند * يكى را به خاك افكند مستمند
هامش
( 1 ) . م : مهر . ( 2 ) . م : چون . ( 3 ) . م : بخت . ( 4 ) . م : از . ( 5 ) . م : چون . ( 6 ) . م : فروزند .