ذكر سلطنت لهراسب و اسامى اولاد او و مدّت دولت او
چو لهراسب شد در جهان شهريار * درخت عدالت برآورد بار
همه شهرياران روى زمين * نمودند بر دولتش آفرين
ز سرحد چين تا به اقصاى روم * به زير نگين آمدش همچو موم
به اورنگ شاهى صد و بيست سال * همين بود با شوكت و فرّ و يال
چو دلتنگ شد زين سراى سه پنج * به فرزند بگذاشت ديهيم و گنج
[ 12 الف ] به بلخ اندرون گوشه [ اى ] برنشست * دَرِ بار بر روى مردم ببست
چو گشتاسب شد شهريار جهان * به جاى پدر شاه روشنروان
همه خسروان جهان سربهسر * به خاك درش برنهادند سر
بجز نامور رستم داستان * كه با او نگرديد همداستان
جهاندار بر تخت شاهى و گاه * به تعداد سال پدر بود شاه
ز پيكار ارجاسب شاه چگل * جهاندار پيوسته بُد تنگدل
به رنج و به سختى كمر بر ميان * نياسود از رزم روز و شبان
به او طالع سعد چون گشت يار * از آن در وجود آمد اسفنديار
چو اسفنديارى كه روز نبرد * رساندى بر افلاك گردنده گرد
زدى بر سر كوه اگر گرز كين * چو مسمار رفتى فرو بر زمين