تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
چو بگرفت بر تخت شاهى قرار * برآورد از جان ظالم دمار جهان را به داد و دهش شاد كرد * ز چنگال اهريمن آزاد كرد [ 4 ب ] بر آن هر مسابهر رفع گزند * فلك سوختى از كواكب سپند پى حفظش از چشم هر بدنهاد * بخواندى ملك آيت « 1 » " ان يكاد " چو شد آشكار آيت ايزدى * فرو بسته شد دست و پاى بدى پس آن‌گاه آن خسرو نيكنام * به ترفيه حال و رواج مهام ز انصاف او ملك معمور شد * ز غم چشم اهل حسد كور شد به هر فرقه كارى مقرّر نمود * كه اندرخور قدرش آن كار بود چو سى سال بُد شاه در انجمن * گذشت از سر تخت و شد در كفن سيامك كه بودش گرامى پسر * به عهد شباب آمد عمرش به سر « 2 » كيومرث چون از ميان بست رخت * نبير گرانمايه را داد تخت سرافراز هوشنگ « 3 » والامقام * كه بودى پسنديدهء خاص و عام ز پشت سيامك شه بىنظير * سه ده ساله بد شادمان بر سرير از آن بعد ، طهمورث ديوبند * نهال ستم از بن و بيخ كند كه او پور فرخنده هوشنگ بود * همه مايهء عقل و فرهنگ بود چو او در جهان بود فرمانروا * بناهاى نيكو ازو شد بنا نمك شد « 4 » از او در جهان آشكار * كه زيب است بر خوان اين روزگار [ 5 الف ] سه ده سال از امداد اقبال و بخت * بدى زينت‌افزاى ديهيم و تخت چو ايّام عمرش درآمد به سر * به فرزند بسپرد تاج و كمر
هامش
( 1 ) . م : آية . ( 2 ) . او برهنه تن با ديوان مىجنگيد و سرانجام به دست خروزان ديو هلاك شد . ( فرهنگ اساطيرى - حماسى ، ص 19 ) . ( 3 ) . بنابر بعضى روايات ، هوشنگ نخستين پادشاه به شمار مىرود و او نخستين پيشداد نيز هست . او را پيشداد خواندند زيرا نخستين كسى بود كه آيين داد در ميان مردم آورد . ( فرهنگ اساطيرى - حماسى ، ص 40 ) . ( 4 ) . استخراج معادن به هوشنگ نسبت داده شده و شايد در اينجا شاعر به همين موضوع نظر داشته است .