همى باش دائم به اميد و بيم * كه شايد ببخشد گناهت كريم
بكن عمر خود صرف صوم و صلوة « 1 » * بده عشر مالت به وجه زكات « 2 »
به سوى تهجّد يكى جهد كن * نهال ورع را برومند كن
ز طاعت مشو غرّه اى نيك مرد * كه مغرورى آرد تو را رنگ زرد
بپوش و بنوش و ببخش و بده * كز اين لذّتى در جهان نيست به
منه گنج از بهر فرزند و زن * كه رنجت بود راحت شوى زن
به طاعت شب و روز خرسند باش * رضا بر قضاى خداوند باش
به جز طاعت اى مرد پاكيزهراى * به كارت نيايد به ديگر سراى
[ 3 ب ] نگه كن به احوال پيغمبران * خواقين جماقتدار كيان
كز اين منزل بى « 3 » ثبات و قرار * نمودند خواهى نخواهى فرار
وگر آنكه در خانه خود يك كس است * ورا يك سخن ز نصايح بس است
هامش
( 1 ) . م : صلواة .
( 2 ) . م : زكواة .
( 3 ) . م : پى .