يعنى سلطان خسرو را كور كرده و به زندان انداخته و بعد نيز او را به خرم سپرده و خرم او را به هلاكت رسانده بود .
جمعى سلطان بولاغى را به سلطنت برداشتند و شير شاه لقبش دادند . ولى شهريار پسر كوچكتر جهانگير دم از مخالفت زد و خود را به لاهور رسانيد و خزانه و فيلخانه وجباخانه را متصرف شد . در لاهور خطبه به نام او خوانده و سكه زده شد با اين نقش كه « سكه زد بر دور عالم شاه شاهان شهريار » . اما بساط سلطنتى كه شهريار چيده بود زود بر باد رفت . زيرا سلطان بولاغى و آصف خان وزير با كفايت جهانگير بر سر او آمدند و در جنگى كه درگرفت چون اطرافيان شهريار جانب او را رها كردند ، وى به ناچار به قلعهء لاهور پناه برد و آنجا نيز كسى قلعه دارى نكرد و دشمنان به آسانى بر او دست يافتند و چشم جهان بينش را ميل كشيدند .
اما سلطان بولاغى نيز دولتى مستعجل داشت . چه به محض وصول آوازهء رسيدن شاهزاده خرم ، اركان دولت او نيز سستى گرفت و آصف خان كه دختر خويش را به زنى به خرم داده بود ، كارها را با تدبير تمام به سود شاهزاده داماد خود فيصله داد و حتى ملكه را نيز تحت نظر قرار داد و سپس همراه سلطان بولاغى روى به اگره پايتخت گوركانيان نهاد .
به نظر مىرسد كه بيشتر تمهيد او باعث شده كه اطرافيان سلطان بولاغى به سلطان خرم بپيوندند . چنان كه در حدود اگره ديگر كسى در پيرامون سلطان بولاغى نمانده بود . سلطان خرم ديگر كار مشكلى در پيش نداشت و تنها مانده بود كه خود را به عنوان شاه جهان فرمانرواى هند بخواند و مدعيان را از ميان بردارد و چنين نيز كرد و فرمان داد تا شهريار كور و سلطان بولاغى و برادر او و دو تن از پسران شاهزاده دانيال برادر سليم را به قتل رسانند . درين ميانه آصف خان همه كارهء دربار شاهى و مهابت خان با لقب خان خانان سپهسالار لشكر گرديد .
دوران سلطنت شاه جهان جز تصرف احمدنگر و سركوبى جمعى از پرتغاليهاى غارتگر ناحيهء هوگلى ، واقعهء عمدهاى ندارد مگر تصرف قندهار كه به علت تحميلات بيش از حد شاه صفى صفوى و دربارش على مردان خان حاكم ايرانى شهر از ترس جان خود شاه - جهان را به كمك طلبيد و شهر را به دو داد . اما اين قدرت نمائى بيش از ده سال نپاييد و بار ديگر شاه عباس دوم با شكست دادن اورنك زيب پسر سوم شاه قندهار را متصرف شد
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٣٢٤