گيرى شد و به دربار جهانگير احضار گرديد . مهابت خان كه سرانجام خويش را مىدانست ، از روى دلاورى ، با همراهى جمعى از راجپوتها ، موقعى كه به اردو رسيد بر جهانگير تاخت و او را دستگير كرد و نزديك به يك سال وى را در زندان نگهداشت . اما باز هم نور جهان شوهر خويش را رهائى بخشيد و مهابت خان به دكن گريخته به شاهزاده خرم پيوست و اندكى بعد جهانگير به بيمارى تنك نفس درگذشت . ( 1037 ه / 1627 م )
شاه جهان
شاهزاده خرم پسر جهانگير بود و هر چند كه فرزند مهتر نبود ولى جهانگير او را از ديگر فرزندان خود دوستتر مىداشت و هم او بود كه اين پسر را شاه جهان لقب داد .
علت اين محبت فراوان اين بود كه وى توانسته بود با شجاعتى آميخته به تدبير رانا پادشاه اوديپور را به اطاعت درآورد و او پيش ازين سالها در برابر اكبر شاه ايستادگى كرده بود .
از آن گذشته در جنگهاى فراوانى كه جهانگير دردكن براى توسعهء متصرفات خويش نمود ، بيش از همه خرم جان فشانى كرده و او بود كه احمد نگر را از دست ملك عنبر حبشى نژاد بيرون كشيده بود .
وليعهد جهانگير ارشد اولاد او شاهزاده پرويز بود . اما او در سال 1036 درگذشت و ملكه نور جهان بر آن شد كه ولايت عهد را به شهريار فرزند كوچكتر جهانگير سپارد كه داماد او نيز بود . نفوذ فراوان ملكه باعث شد كه نور الدين محمد جهانگير حقوق پسر دلير و مدبر خويش خرم را از ياد ببرد و او را از حمايت پدرى محروم كند . اما همين امر موجب عصيان پسر شد و خرم سر به شورش برداشت و پدرش مجبور شد مهابت خان يكى از سرداران كارآزمودهء خويش را بر سر او فرستد . مهابت خان بر شاهزاده پيروز شد به طورى كه دكن را از شاهزاده گرفت . اما همين پيشرفتها همچنانكه موجب توجه فراوان جهانگير قرار گرفت مايهء رشك ملكه نور جهان شد و با همان نفوذ خاصى كه در شاه داشت مهابت خان را نيز به خيانت و گرفتن رشوه متهم ساخت . تا آن جا كه مهابت خان نيز به شاهزاده خرم پيوست و اندكى بعد نور الدين محمد جهانگير درگذشت .
جهانگير پيش از مرك وصيت كرده بود كه نوهاش شاهزاده داور بخش ملقب به شيرشاه مشهور به سلطان بلاغى جانشين وى شود . شايد از آن لحاظ كه جهانگير پدر اين شاهزاده