داشت و همايون را نصيحتها كرد تا با برادر سختى و سنگدلى نورزد . هنگامى كه بابر خارها را از پيش راه برداشته و عازم فتح دهلى شده بود ، بار ديگر همين الغ بيك از طرف شاه طهماسب به دربار وى رفت و هدايايى براى وى و بيرام بيك برد .
همايون پس از نه سال جنگ و گريز و نشيب و فراز ، در سال 1555 ميلادى بر دهلى دست يافت . اما تقدير چنين خواسته بود كه او از اين همه تلاش و كوشش آميخته به رنجها و تلخيها حاصلى نبرد . چه در ژوئن سال 1556 ( 963 ه ) يعنى شش ماه بعد از فتح دهلى
هامش
بخشيد و كامران كه شايد ازين همه محبت و بلند نظرى تأثرى يافته بود ، همايون را در اشعار خود مدح فراوان گفت . من جمله در غزلى به اقتفاى حافظ شيرازى گفت :كامران اين غزل نو به همايون بفرست * باشد ارسال كند سوى تو انعامى چندو در غزلى ديگر چنين آورد :كامران تا كه جهان راست بقا * خسرو دهر همايون باداو همايون در جواب حكومت حصار فيروزه را به دو « انعام » داشت .
با اين همه وقتى شير شاه خار راه همايون شد ، كامران جانب برادر رها كرد و به دشمن خاندان خويش پيامهاى حمايت آميز فرستاد . تا جائى كه وقتى همايون با زنش حميده بانو بيگم و مشتى همراهان وفادارش در جستجوى پناهى بودند ، وى آنان را به قلمرو خويش راه نداد و حتى وقتى همايون قلعهء كابل را به توپ بست ، وى اكبر فرزند همايون را كه كودكى خردسال بود در برابر توپ آورده نگاه داشت . با اين حال ، سرانجام همايون بر برادران ستيزه جوى خود غلبه كرد . كامران به دشمن پناه برد و نخست خود را به دامان اسلام شاه پسر شيرشاه انداخت . ولى از آن جا نيز گريخت و بالاخره دستگير شد . همايون او را نكشت . ولى دستور داد تا نيشتر بر چشمانش زنند . كامران عازم حج شد و در مكه بدرود حيات گفت ( 964 ه ) ميرزا عسكرى نيز پيش ازين ، از بلخ به حجاز تبعيد شده بود . او نيز هنوز به منزل نرسيده در شام درگذشت ( 965 ه ) . ميرزا هندال هم قبل از برادران در سال 958 كشته شده بود . اين چهار برادر همگى شاعر بودند و ديوان اشعار همايون و كامران چاپ شده است .