تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
در سال 995 هجرى ، عباس ميرزا بر پدر شوريد و از اكبر شاه براى بيرون آوردن قدرت از چنگ پدر خويش يارى طلبيد . اما اكبر شاه وى را در عصيان و قيام بر ضد پدر مساعدت ننمود . اما عباس ميرزا خود در شورش بر ضد پدر و تسخير پايتخت توفيق يافت و در سال 996 بر مسند سلطنت تكيه زد و پس از قلع و قمع سران خودسر قزلباش ، سفيرى به نام يادگار سلطان روملو به دربار گوركانى هند فرستاد و از اكبر دوستانه گله كرد كه چرا درگذشت شاه طهماسب و حمزه ميرزا را تسليت نگفته است . يادگار سلطان روملو هفت سال در هندوستان ماند و وقتى اجازهء مراجعت يافت كه قندهار بدون جنگ به دست اكبر افتاده بود . بدين معنى كه رستم - ميرزا پسر سلطان حسين ميرزا صفوى حكمران قندهار و مظفر حسين ميرزا برادرش كه بر قندهار و نواحى كنار رود هيرمند حكومت مىكردند ، در مقابل حملات اوزبكان تاب نياورده در سال 1003 هجرى نواحى تحت حكومت خود من جمله قندهار را به جلال الدين اكبر سپردند و به هندوستان پناهنده شدند . « 1 » اكبر شاه در جواب نامهء مفصلى به شهريار ايران نوشت و آن را مصحوب ميرزا - ضياء الدين كاشى كه همراه يادگار سلطان كرده بود به دربار ايران فرستاد . درين مسافرت سياسى ، ابو نصر خوافى نيز به عنوان مسئول حفظ هداياى شهريار گوركانى ، ميرزا ضياء الدين را مرافقت مىنمود . « 2 » اكبر كه ذاتا مردى دانشمند و بلندنظر و بزرگوار و با خلق خدا از هر كيش و آيين مهربان بود شاه عباس جوان را كه در راه تحصيل قدرت از ريختن خون گنهكار و بىگناه و پير و جوان پروا نداشت اندرز فراوان داد . شهريار صفوى از سفير فرمانرواى هند با شكوه تمام و عطوفتى فراوان پذيرايى كرد . به نحوى كه دستور داد ميدان سعادت قزوين را چراغانى كردند و بازارها را به افتخار هيئت سياسى هند آذين بستند و در همين ميدان سعادت ضيافت مفصلى به خاطر آنان داد و باز در همين ميدان سعادت ، هداياى شهريار هند « به اشتران كوه پيكر ، همچنان با بار ، از نظر همايون
هامش
( 1 ) - دربارهء خاندان سلطان حسين ميرزا پسر بهرام ميرزا پسر شاه اسمعيل اول و حكومت آنان در قندهار و زمين داور رجوع شود به عالم آراى عباس ج 1 ص 487 - 478 . ( 2 ) - اين ضياء الدين كاشى پسر قاضى كاشان مير رفيع الدين بود كه بيست و پنج سال پيش به هند رفته و نزد سلاطين آن كشور مكانتى تمام يافته بود .
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 301 | عبد الحسين نوائى