سنى مذهب بر قزلباشان شيعى مذهب تازد .
همايون ، پس از مدتى توقف در ايران ، به لطف شهريار قزلباش و كمكهاى نظامى وى ، روى به ملك موروثى نهاد و نخست بر قندهار و سپس بر غزنى و كابل دست انداخت .
در هنگام توقف وى در كابل بود كه شاه طهماسب با فرستادن سفيرى به نام ولدبيك تكلو ، استقرار مجدد وى را بر اريكهء قدرت تهنيت گفت . ولد بيك سالى در كابل بماند و به ايران بازگشت و همايون طى نامهاى كه به وسيلهء او براى شهريار ايران فرستاد درخواست كرد كه جمعى از هنرمندان ايرانى من جمله خواجه عبد الصمد شيرازى معروف به شيرين قلم و ميرسيد على تبريزى به دربار تيمورى هند بروند . « 1 »
هنگامى كه اين جمع هنرمند به هند رسيدند ، همايون آنان را سخت بنواخت و گرامى داشت و مصور كردن كتاب داستان امير حمزه را به عهدهء آن دو هنرمند شيرازى و تبريزى گذاشت . بيست و پنج سال طول كشيد تا 1400 تصوير آن كتاب با همكارى جمعى از هنرمندان ايرانى و هندى در زمان اكبر پسر همايون به پايان رسيد و همين همكارى بيست و پنج سالهء هنرمندان دو كشور موجب شد كه سبك نقاشى خاصى در هندوستان به نام سبك مغول هنرى پديد آيد . « 2 »
در سال 956 قاضى شيخعلى از جانب همايون به عنوان سفير به دربار ايران آمد و نامهاى براى شاه طهماسب آورد مشعر بر شكايت از رفتار خصومتآميز و ستيزه جويانهء برادر خودكامران « 3 » . شاه طهماسب جواب نامه را همراه شخصى به نام كمال الدين الغ بيك ارسال
هامش
( 1 ) - براى اطلاع بيشتر رجوع شود به اكبر نامه ج 1 ص 241 - 244 .
( 2 ) - مقالهء نگارنده مجلهء يادگار سال 2 شمارهء 2 .
( 3 ) - بابر چهار پسر از خود برجاى گذاشت : همايون ، كامران ، ميرزا هندال ، ميرزا عسكرى . همايون وارث تاج و تخت پدر بود و كامران از پنج سال پيش بدين طرف حكمران كابل كه درين سمت دو بار سام ميرزا شاهزاده ايرانى - برادر شاه طهماسب - را شكست داده بود . بلافاصله پس از مرگ بابر ، كامران لاهور را تصرف كرد . ولى همايون بنابر وصيت پدر و بر خلاف نصيحت اطرافيان در صدد قلع و قمع برادر برنيامد . بلكه پنجاب را نيز به دو