داشتند . شاه اسماعيل از اين استقبال باشكوه و مردمانى كه با وى همعقيده بودند ، به وجد آمد و جشنى باشكوه ترتيب داد و قاضى محمّد كاشانى ، حاكم كاشان ، را در منصب صدارت با قاضى شمس الدّين لاهيجانى شريك كرد 89 .
قاسمى در يك جا از ورود شاه به كاشان خبر داده و سروده است كه وى « سنان را به خون مخالفان آب داد » :
به آهنگ كاشان عنان تاب داد * به خون مخالف سنان آب داد ( 1711 )
حال آنكه به استناد منابع مذكور ، كاشان بىهيچ نزاعى شاه جوان را پذيرا شد و مقدمش را گرامى داشت . شاه اسماعيل پس از كاشان در سال 909 ق رهسپار قم شد . در قم نيز ، همانند كاشان ، به سبب وجود معتقدان شيعى از شاه استقبال شد . شاه اسماعيل در قم خبر كشته شدن سردارش ، الياس بيگ ايغور اوغلو حاكم تبريز ، را شنيد . الياس بيگ مأموريت يافته بود تا از پيشروى و تجاوز حسين كياى چلاوى ، حاكم مازندران ، كه نواحى رستمدار ، فيروزكوه ، گلخندان ، ورامين و سمنان را تصرف كرده بود ، جلوگيرى كند . امّا سردار شاه اسماعيل به نيرنگ حسين كيا و ناتوانى در مقابل سپاه دوازده هزار نفرى وى 90 به قتل رسيد . شاه با شنيدن اين خبر براى نبرد با حسين كيا قم را ترك كرد . او ابتدا قلعهء گلخندان را محاصره كرد و از حسين كيا خواست تا تسليم شود . امّا سرباز حامل پيام شاه اسماعيل به دست حسين كيا به قتل رسيد . شاه خشمگينانه قلعه را فتح كرد و همه را از دم تيغ گذراند 91 .
حسين كيا به سمت قلعهء استا گريخت . پيش از عزيمت به قلعهء استا ، قلعهء فيروزكوه را با تمام نيرو گشود و براى انهدام حسين كيا به سمت قلعهء استا رفت . اين قلعه بسيار مستحكم بود و تصرّف آن به آسانى مقدور نبود . به دستور شاه ، براى از پاى درآوردن سربازان قلعه جهت رودخانه ( هبلهرود ) ، كه آب مصرفى ساكنان قلعه را تأمين مىكرد ، تغيير داده شد . كم آبى و محاصرهء تنگ نيروهاى شاه اسماعيل سبب شكست سپاهيان حسين كيا شد و قلعه گشوده شد ( 27 ذيقعده 909 ) . تسليمشدگان قلعه با بىرحمى هر چه تمامتر به دستور شاه كشته و سوزانده شدند . حسين كيا نيز دستگير و در قفس آهنى ، كه خود براى قربانيانش ساخته بود ، زندانى شد 92 و بر اثر زخمى كه در قفس به گردن خود وارد كرده بود مرد . جنازهء وى به فرمان شاه در ميدان اصفهان به آتش كشيده شد 93 .
و بدين ترتيب غائلهء حسين كيا چلاوى خاتمه يافت .