خاندان پيامبر برترى خويش را به وى خاطرنشان كرد :
از آن نامه جمشيد خاقاننشان * شد آشفته چون طرّهء مهوشان . . .
كسى را كه باشد خرد رهنماى * برون كى نهد از حد خويش پاى
گر او را پدر زادهء سنجر است * مرا جدّ فرخنده ، پيغمبر است . . .
ز شاه ولايت حمايت مراست * منم شاه و دست ولايت مراست
( نك : 2397 - 2407 )
بههرحال ، جنگ بين شاه اسماعيل و مراد بيگ در دوشنبه 24 ذى الحجهء 908 در نزديكى همدان درگرفت 84 كه سرانجام آن پيروزى شاه اسماعيل بود .
قاسمى بدون اشاره به زمان و مكان نبرد و سرانجام مراد بيگ تركمان ، با شرح دلاورىهاى شاه اسماعيل ، دو عنوان زير را ضميمهء ماجرا آورده و به توصيف اغراقآميزانهء جنگ پرداخته است : « توجّه فرمودن رايات نصرتنشان به جانب نامراد سلطان و محاربه نمودن قراولان يعقوبيان با سپاه ظفر » و « صف آراستن شاه عالميان با نامراد سلطان و هزيمت نمودن از شاه سعادت قران به جانب آذربايجان » . قاسمى در عنوان دوم ، هزيمت مراد بيگ تركمان را به سمت آذربايجان آورده است ؛ حال آنكه وى پس از شكست از شاه اسماعيل به سمت شيراز متوارى شد 85 . شاه اسماعيل پس از خروج از همدان به اصفهان رفت و در 909 ق شيراز را تسخير كرد و مراد بيگ به ناچار از آنجا نيز گريخت . او پس از گريزهاى متوالى از شيراز و شوشتر و بغداد و حلب و مصر ، عاقبت به ديار بكر نزد علاء الدّوله ذو القدر رفت و سرانجام پس از دوازده سال در 920 ق در مقابله با قشون صفويان كشته شد 86 . روملو برخى از ابيات قاسمى را در اين واقعه شاهد آورده است 87 .
ط ) شاه اسماعيل در كاشان و قم و سركشى حسين كياى چلاوى
شاه اسماعيل پس از تسخير فارس ، كه پيشتر تحت حكومت مراد بيگ تركمان بود ، و سركوب دشمنان ، به ترويج مذهب شيعه همّت گماشت . فتح شهرها و كشتار مردمان طرفدار ساير مذاهب ، باعث مرعوب شهروندان و نفوذ قدرت مذهبى و سياسى شاه در دل دوستان و دشمنان وى مىشد 88 . شاه اسماعيل پس از شيراز به كاشان رفت . مردم كاشان به سبب اعتماد به مذهب تشيّع ، ورود شاه شيعى را با آذين بستن شهر گرامى