هرچند منظومهاى تاريخى است و سراينده را شايد قصد بر آن بود كه به تأسّى از فردوسى و شاهنامهاش اثرى حماسى بسرايد ، اثرى است كه بيشتر تحت تأثير نظامى و خمسهء وى قرار دارد و با وجود عناصر حماسى ( مصنوع ) به راه توصيف غنايى و بزمى رفته است .
با تأمّل در آثار تاريخى معاصر شاه اسماعيل و شاه طهماسب مىتوان به اهمّيّت شاه اسماعيلنامه بيشتر پى برد زيرا برخى آثار اين دوره مانند احسن التّواريخ ، تاريخ ايلچى نظام شاه ، فتوحات شاهى و جواهر الاخبار از سرودهء قاسمى در اثر خود بهره بردهاند و ابيات شاعر را به مناسبتهايى شاهد آوردهاند . به نظر نگارنده با تأمّل در ساير آثار اين دوره مىتوان به مورّخين و نويسندگان ديگرى نيز پى برد كه از شاهنامهء قاسمى شاهد آوردهاند و يا از اين اثر متأثّر شدهاند .
شاه اسماعيلنامه علاوه بر روايت بخشى از تاريخ و شرح صحنههاى نبرد و رزم مضامين قابل توجّهى دارد كه مىتوان به موارد زير اشاره كرد : اشعارى در تحميديّه و وصف ائمّه اطهار ، توصيف بهار ( بهاريّه ) ، توصيف صحنههاى بزم ، اشاره به شكار شاه و ساقىنامههايى دلانگيز و ابياتى مؤثّر در مرثيهء شاه اسماعيل و خزان بهار عمر او و نيز كاربرد اصطلاحات موسيقى و سرودن ابيات فراوانى در امثال و حكم ، كه در بخش فهرستها به آنها اشاره شده است .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 364
مساهمون: قاسمى حسينى گنابادى
ص٣٦٤