تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥

واژه‌نامه

آل ( 958 و 980 ) : سرخ رنگ . آل تمغا ( 958 ) : مركّب از « آل » به معنى سرخ و « تمغا » به معنى مهر تمغا . تمغا در اصطلاح ديوانيان و مستوفيان قديم عنوان ماليات راهدارى و عوارضى كه در معابر دروازه‌ها و بنادر از كالاهاى بازرگانى مىگرفته‌اند . نظير گمرك ، نواقل و عوارض شهرى . اين عنوان از دورهء ايلخانان مغول رايج بوده است . در بين اصطلاحاتى كه غازان خان در امر ماليات به عمل آورد ، مقرّر داشت كه در هر ولايت تمغا را به قرار معيّن بر لوح نويسند . در عهد شاه طهماسب اوّل صفوى ، از اين بابت مبلغ معتنابهى عايد خزانه‌دارى دولت مىشده است ؛ معذلك ، شاه طهماسب تحت تأثير خوابى كه ديد رسم تمغا را برانداخت ( 972 ق ) . ليكن اين رسم باز همچنان متداول شد ، و تمغاچىها كه كارشان اخذ اين عوارض بود ، در دورهء فترت بعد از صفويه ، به نام راهدار ، اين ماليات را از مال و كالاى تجّار متموّل مىگرفتند و در اين كار نيز اجحاف بسيار مىكردند » ( دايرة المعارف فارسى ، ذيل « تمغا » ) . آيينهء زانو - زانو آيينه شدن . ابتلاء ( 1672 ) : آزمودن ، در بلا و رنج افكندن ، گرفتارى و در بلا افتادن . ابلق ( 3575 ) : رنگى سفيد كه با آن رنگ ديگر باشد ، اسب كه دو رنگ دارد يكى سپيد و ديگر هر رنگ كه باشد ، مجازا ، روزگار . اتاقه ( 1216 ) : ( تركى ) ، كلغى ( كاكل ) كه از پرهاى بعضى مرغان سازند . اجل ( 3481 ) : زمانه ، مرگ . احتشام ( 3575 ) : شأن و شكوه .