مگو خامهام را عصاى كليم * كزو « 1 » اژدها زاد وز « 2 » ين گنج و سيم
[ گهرهاى ] « 3 » نظمم « 4 » چو درّ خوشآب * كه شد عقد پروين ازو در حجاب « 5 »
سزد گر به دعوى برآرم كمند * درآويزم از طاق عرش بلند
4210 رخ نوعروسى كه پيراستم * ز سرخىّ و « 6 » شنگرفش آراستم « 7 »
دواتم كزو « 8 » لاله پرخون بود * چو ميناى گردون شفقگون بود
نهالى بود خامهام نازنين * ز بسيارى ميوه سر بر زمين
نى كلك من دُرفشان از دوات * نمودار خضر است و آب حيات
در آن دم كه شد هاتفى سحرسنج * سخن را ز شهنامه بگشاد گنج
4215 كلامش كه برد از سر چرخ هوش * عُطارِد چو بشنيد بگرفت گوش
قلم گر صريرش نواگستر است * چو مضراب و قانونش را مضطر است
بود لوحش آيينهاى در شمار * نموده « 9 » درو خطّ مشكين يار « 10 »
بود نسخهاش لوح زرّين مهر * كه بوسيد و بر سر نهادش سپهر
هلالش نگرديده ماه تمام * كه شد غايب از ديدهء خاص و عام
4220 مرا بود در سر بسى روزگار * كه آرم ز بحرش « 11 » گهر در كنار
سخن را زنم خيمه بر طاق عرش * ستون قلم را كنم ساق عرش
ز نال « 12 » قلم رشتهاى « 13 » دُر ، كنم * صدفهاى كاغذ ز دُر پر « 14 » كنم
ز فكر رصد بند شعرى « 15 » كمند * كنم اختر « 16 » شعر را بهرهمند
رصدخانهام حجرههاى سپهر * درو روزن از انجم و ماه و مهر « 17 »
4225 نمىيافتم فرصت از روزگار * كه بكرى « 18 » چنين آورم در كنار
هامش
( 1 ) . ب ، م و د : كز آن ؛ چ : كه آن .
( 2 ) . ب و م : ( و ) از ؛ م : ( وز ) اين ؛ چ : دارد اين .
( 3 ) . ت : گرههاى ( ! ) متن براساس م نوشته شد .
( 4 ) . م : نظمى .
( 5 ) . ب : از اين بيت تا بيت 4211 نيست .
( 6 ) . م و د : ( و ) .
( 7 ) . چ : ندارد .
( 8 ) . م : كز آن .
( 9 ) . د : ( ه ) .
( 10 ) . ب : پيش از اين بيت افزوده است :همايى است كز سايه باب افكند ( ! ) * زند سايه بر آفتاب افكند( 11 ) . چ : ز عرش اين .
( 12 ) . چ : تار .
( 13 ) . چ : رشته را .
( 14 ) . چ : پر از در .
( 15 ) . چ : ( ى ) .
( 16 ) . م : اخترى .
( 17 ) . ب : اين بيت و بيت پيشين نيست .
( 18 ) . چ : ( ى ) .