تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
مگو خامه‌ام را عصاى كليم * كزو « 1 » اژدها زاد وز « 2 » ين گنج و سيم [ گهرهاى ] « 3 » نظمم « 4 » چو درّ خوشآب * كه شد عقد پروين ازو در حجاب « 5 » سزد گر به دعوى برآرم كمند * درآويزم از طاق عرش بلند 4210 رخ نوعروسى كه پيراستم * ز سرخىّ و « 6 » شنگرفش آراستم « 7 » دواتم كزو « 8 » لاله پرخون بود * چو ميناى گردون شفق‌گون بود نهالى بود خامه‌ام نازنين * ز بسيارى ميوه سر بر زمين نى كلك من دُرفشان از دوات * نمودار خضر است و آب حيات در آن دم كه شد هاتفى سحرسنج * سخن را ز شهنامه بگشاد گنج 4215 كلامش كه برد از سر چرخ هوش * عُطارِد چو بشنيد بگرفت گوش قلم گر صريرش نواگستر است * چو مضراب و قانونش را مضطر است بود لوحش آيينه‌اى در شمار * نموده « 9 » درو خطّ مشكين يار « 10 » بود نسخه‌اش لوح زرّين مهر * كه بوسيد و بر سر نهادش سپهر هلالش نگرديده ماه تمام * كه شد غايب از ديدهء خاص و عام 4220 مرا بود در سر بسى روزگار * كه آرم ز بحرش « 11 » گهر در كنار سخن را زنم خيمه بر طاق عرش * ستون قلم را كنم ساق عرش ز نال « 12 » قلم رشته‌اى « 13 » دُر ، كنم * صدف‌هاى كاغذ ز دُر پر « 14 » كنم ز فكر رصد بند شعرى « 15 » كمند * كنم اختر « 16 » شعر را بهره‌مند رصدخانه‌ام حجره‌هاى سپهر * درو روزن از انجم و ماه و مهر « 17 » 4225 نمىيافتم فرصت از روزگار * كه بكرى « 18 » چنين آورم در كنار
هامش
( 1 ) . ب ، م و د : كز آن ؛ چ : كه آن . ( 2 ) . ب و م : ( و ) از ؛ م : ( وز ) اين ؛ چ : دارد اين . ( 3 ) . ت : گره‌هاى ( ! ) متن براساس م نوشته شد . ( 4 ) . م : نظمى . ( 5 ) . ب : از اين بيت تا بيت 4211 نيست . ( 6 ) . م و د : ( و ) . ( 7 ) . چ : ندارد . ( 8 ) . م : كز آن . ( 9 ) . د : ( ه ) . ( 10 ) . ب : پيش از اين بيت افزوده است :همايى است كز سايه باب افكند ( ! ) * زند سايه بر آفتاب افكند( 11 ) . چ : ز عرش اين . ( 12 ) . چ : تار . ( 13 ) . چ : رشته را . ( 14 ) . چ : پر از در . ( 15 ) . چ : ( ى ) . ( 16 ) . م : اخترى . ( 17 ) . ب : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 18 ) . چ : ( ى ) .