تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
بيا ساقى اى « 1 » ماه اوج طرب * مرا نقل و « 2 » مى ده ز دندان و لب [ كه هست از خيال لبت متّصل * شراب و كبابم « 3 » دل و خون دل « 4 » 4150 به روى كبابم شرابى بريز * شرابى به روى كبابى بريز كه تابم « 5 » دگر بى مى ناب نيست * مرا بيش از اين بىلبت تاب نيست بيا ساقيا مجلس آباد كن * ز بزم جم و جام او ياد كن بده جام و فرصت غنيمت شمار * به دوران فرماندهء « 6 » روزگار حبيب اللّه « 7 » آن آصف بىعديل * كه خير الانام « 8 » است و نعم الوكيل 4155 وزيرى كه فرماندهء عالم اوست * نظيرى [ اگر باشد او را هم اوست ] « 9 » درخشنده مهرى ز اوج كمال * چه مهرى ! كه هرگز نبيند زوال چو او كام‌بخشى در احسان و جود * نبود و نيايد دگر در وجود كفش ابر و جود « 10 » عطاگستر است * چه ابرى ! كه باران او كوثر است بود كلك او در رياض مراد * نهالى كه بار آورد عدل و داد 4160 به عدلى كه فرمايدش شهريار * يكى ده كند ، ده صد و صد ، هزار به دوران او كس پريشان نماند * پريشان به جز زلف خوبان نماند به « 11 » عدلش « 12 » كسى فتنه در روزگار * نبيند به جز فتنه چشم يار نبيند كسى روى ناز و نياز * به جز عاشق يار و « 13 » عاشق‌نواز جهان شد ازو رشك خلد برين * وزيرى چنان چون نباشد چنين 4165 شد از بوى خلقش جهان عطرياب * دگر گو ميار از ختن مشك ناب چنين آصفى عالمى در نگين * نگين سليمان مجو بعد از اين اميد است كاين آصف جم جناب * ز ملك سليمان شود « 14 » كامياب الهى كه اين ماه اوج جلال * ز سير كواكب نبيند زوال
هامش
( 1 ) . ب : آن . ( 2 ) . ب و د : ( و ) . ( 3 ) . م : كباب و شرابم ؛ چ : ( م ) . ( 4 ) . ت : از اين بيت تا بيت 4170 نيست ، متن براساس ب افزوده شد . ( 5 ) . چ : ( م ) . ( 6 ) . چ : فرومانده . ( 7 ) . د : امين زمان . ( 8 ) . م ، د و چ : المآب . ( 9 ) . ب : نظيرى اگر باشد اوست ( ؟ ) متن براساس م نوشته شد . ( 10 ) . م : ابر جودى ؛ د و چ : ابر جود و . ( 11 ) . چ : ز . ( 12 ) . م و د : عهدش . ( 13 ) . م ، د و چ : عاشق و يار ( و ) . ( 14 ) . چ : بود .