تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
بسى « 1 » ديده شد پايمال ستم * كه نرگس در « 2 » آمد به طبل و علم زمانه بسى زلف خوبان بريد « 3 » * كز آن « 4 » طوق را پرچم آمد پديد 4070 بسا « 5 » نخل قامت كه شد لخت‌لخت * كه چوب علم شد به بالا درخت پرى كان « 6 » به فرق علم « 7 » زيور است * بود مرغ روحى كه جلوه‌گر است مگو لاله را صورت « 8 » دلكش « 9 » است * كه [ بر خون‌دلى خون ] « 10 » رستم‌وش است بسا سر « 11 » كه شد غرق خون در مَغاك * كه غنچه دمد نوبهاران ز خاك « 12 » فلك پوست از فرق كى كرد باز * كه تا كرد از « 13 » آن پوشش طبل‌باز 4075 علم را كه آيينه‌اى بر سر است * نشانى ز آيين اسكندر است « 14 » [ شد از خاك بهرام چوبين هلاك * دمد نخل از آن نوبهاران ز خاك ] « 15 » بسا دل « 16 » كه چون غنچه ز « 17 » اندوه تنگ * چو لعل بدخشان بود زير سنگ بود باغ را دل ز غم داغ‌داغ * ز گل‌هاى جوشن « 18 » چو چشم « 19 » [ و ] چراغ چنارش ز باد خزان سينه ريش * به افسوس بر هم زده دست خويش « 20 » 4080 ز داغ جفا لاله دارد ملال * دهان پرشكايت ، زبان گنگ « 21 » و لال بود غنچه در بوستان بىدلى * كه پيشش بود عقد هر « 22 » مشكلى گل آتشين بس مشوّش فتاد * كه در خرمن عمرش آتش فتاد ز بند ستم سوسن آزاد نيست * نصيبش « 23 » به جز تيغ بيداد نيست گل نار كز وى چمن دلكش است * پى سوختن منقل « 24 » آتش است 4085 مبين غنچه را مجمر افروخته * كه دل ز اخگر [ آتشش سوخته ] « 25 »
هامش
( 1 ) . چ : بسم . ( 2 ) . ب ، م ، د و چ : بر . ( 3 ) . چ : بديد ( ؟ ) . ( 4 ) . م : كزو . ( 5 ) . ب و م : بسى . ( 6 ) . م : كاو . ( 7 ) . ب ، م و د : از پى . ( 8 ) . ب و م : صورتى . ( 9 ) . چ : دلكشى . ( 10 ) . ت ، م ، د و چ : پرخون دل خود ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 11 ) . م : هر ( ؟ ) . ( 12 ) . چ : از اين بيت تا بيت 4076 نيست . ( 13 ) . م : ز . ( 14 ) . چ : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 15 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 16 ) . ب : دى . ( 17 ) . م : ( ز ) . ( 18 ) . م ، د و چ : روشن . ( 19 ) . د : شمع . ( 20 ) . چ : ندارد ؛ ب : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 21 ) . م : گشته . ( 22 ) . ب ، م ، د و چ : عقدهء ( هر ) . ( 23 ) . ب : به فرقش ؛ چ : نسيمش ( ؟ ) . ( 24 ) . ب : مشعل . ( 25 ) . ت : آتش برافروخته ( ! ) متن براساس ب نوشته شد ؛ چ : ز آتش اخگرش سوخته .