تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
درافتاده نيلوفرى « 1 » روى آب * شده همچو درياى نيل از حجاب « 2 » به فصل [ ى ] چنين شاه اقليم‌بخش * به آهنگ جولان برون برد رخش « 3 » هواى شكارش [ ز ] « 4 » دل برد هوش * برآورد « 5 » از وحش صحرا خروش 4030 به دولت چو بازآمد از صيدگاه * شدش كوه صولان مقرّ سپاه وز « 6 » آنجا درآمد به مرز سراب * ظفر پيشرو دولتش در ركاب به سر برد چندى به ساقىّ و جام * گرفت از مى « 7 » و شاهد نغمه كام برافروختش چهرهء نازنين * ز تب ياسمين شد گل آتشين ز تب خاله شد لعل نابش بتاب * شدش شبنم از برگ گل كامياب 4035 ز تاب عرق چهره‌اش ناتوان * چو گل‌هاى رعنا بر « 8 » آب روان شد از لاغرى همچو مويش « 9 » كمر * نياورد تاب كمربند زر نهاد از « 10 » گرانى ز « 11 » سر افسرش * برون رفت سوداى ملك از سرش دل و دستش از ناتوانى شكست « 12 » * نگين سليمان فتادش ز دست تهى كرد فرقش ز پرّ هماى * كه [ مرغ ] « 13 » اجل شد به سر سايه‌ساى 4040 شدش « 14 » پاى شوكت ز قوّت تهى * فروآمد از تخت شاهنشهى نشد جوشن زرنگارش هوس * كه مرغ حياتش پريد از قفس شدش زعفران ، چهرهء ارغوان * چو چشم بتان ساختش ناتوان گرفتش دل از كار اين كهنه‌فرش * پريد از قفس مرغ روحش به عرش شد از محنت‌آباد عالم به در * دلش آرزومند ملك « 15 » دگر 4045 ز ويرانهء عالمش بود رنج * نهان گشت در خاك مانند گنج گل از درد و غم پيرهن چاك زد * سر خويشتن لاله بر خاك زد ز غم « 16 » ديده بركند نرگس به باغ * كه رفت از جهان نور چشم [ و ] چراغ
هامش
( 1 ) . م : نيلوفر از . ( 2 ) . ب ، م و د : حباب . ( 3 ) . م : ندارد . ( 4 ) . ت : به ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 5 ) . د : برآمد . ( 6 ) . چ : از . ( 7 ) . ب : نى . ( 8 ) . م و چ : در . ( 9 ) . چ : موى . ( 10 ) . چ : نهاده ( از ) . ( 11 ) . د و چ : ( ز ) . ( 12 ) . چ : برفت دستش از ناتوانى ز دست . ( 13 ) . ت : چرخ ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 14 ) . ب : شدى . ( 15 ) . د : ملكى . ( 16 ) . ب : ( ز غم ) .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 342 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى