تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
علم‌ها چو خوبان رعناى شنگ * به « 1 » [ حنّا ] « 2 » همه « 3 » ناخنان كرده رنگ 3965 ز گرد ستوران [ و ] سيلاب خون * زمينش از مضيق فلك شد برون « 4 » فتاده مه سرعلم بر زمين * زمينش چو نعل فرس در نگين « 5 » زده بحر خون از قدم تا به فرق * نهنگان در آن بحر خون گشته غرق جدا حلقه‌هاى كمند از [ طناب ] « 6 » * شده پايمال ستم چون ركاب كمرها گسست و تن افتاد سخت * فتاد از كمر كوه‌ها لخت‌لخت 3970 فتاد آن‌قدر خون دل در مغاك * كه تا « 7 » روز محشر دمد گل ز خاك پر از جان و تن سربه‌سر عرش [ و ] فرش * ز خون برزده دامنش ساق عرش « 8 » ز تورانيان قيامت‌ستيز * فتادند ايرانيان در گريز علم‌ها كه بود از شرف عرش‌ساى * چو نعلين شد چوب وى فرش‌ساى چو بر خيل ايران ظفر يافتند * به سوى خراسان عنان تافتند 3975 خراسان دگرباره آمد به جوش * ز جوش هزبران فولادپوش « 9 » چو دانست خاقان دارا « 10 » پناه * كه آمد به سوى خراسان سپاه برآراست سر خيل گردون « 11 » حشم * سپاهى بر « 12 » آيين كاووس و جم رسانيد تيمارگر همچو باد * به صورت پرى « 13 » ابلق ديوزاد سر از تاج دولت برآراسته * ز پرّ هما افسر آراسته 3980 سمندش به جولانگرى تيز شد * به سوى خراسان سبك‌خيز شد در آن [ راه گشت ] « 14 » از غبار سوار * ره كهكشان بر سپهر آشكار ز كردار كس دست بردى فراز * دهان را ندانستى از چشم باز « 15 » ز جوشن قبايان گردون شكوه * برآراسته روى صحرا چو كوه « 16 »
هامش
( 1 ) . م : ز . ( 2 ) . ت : حينا ( ! ) متن براساس چ نوشته شد . ( 3 ) . چ : ز خون . ( 4 ) . ب : ندارد . ( 5 ) . د و چ : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش است . ( 6 ) . ت : حجاب ( ؟ ) متن براساس ب نوشته شد . ( 7 ) . چ : در . ( 8 ) . ب : ندارد . ( 9 ) . ب : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 10 ) . د : داراى خاقان . ( 11 ) . چ : آيين . ( 12 ) . ب و چ : به . ( 13 ) . ب : كنون . ( 14 ) . ت : گشت زار ( ؟ ) متن براساس ب نوشته شد . ( 15 ) . چ : كه آن شير آمد سوى بيشه باز . ( 16 ) . چ : از اين بيت تا بيت 3986 نيست .