تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
نگون « 1 » كنگرش از تباهى همه * شده ارّه پشت « 2 » ماهى همه رسيده ز دور سپهرش گزند * بنايش شده پست « 3 » و خندق بلند 3930 منارش نگون گشته مانند چاه * رسيده سر او به « 4 » ماهى ز « 4 » ماه نمانده نشانى درو « 5 » ز آدمى * تهى گشته چون عالم از مردمى نشانى درو « 6 » هم ز ويرانه نى * درو « 7 » جغد ويرانه را خانه نى « 8 » چو از خون خصم آن زمين رنگ كرد * به سوى سمرقند آهنگ كرد چو افراشت « 9 » در غُجدَوان « 10 » بارگاه * جهان تيره گشت از غبار سپاه 3935 به هم جمع خانان چين و خطايى * نهادند در وادى كينه پايى رسيدند چون اژدها و نهنگ * ز لشكر فضاى زمين گشت تنگ بيا ساقى آن مى كه كام دل است * كه كار من از دست دل مشكل است بده وز غم دهر كن غافلم * به يك جرعه كن مست لا يعقلم قدح نوش و از محنت آزاد باش * اگر مىتوانى دمى شاد باش « 11 » 3940 سر بىوفايى است ايّام را * منه تا توانى [ ز ] « 12 » كف جام را

صف آراستن خانان توران زمين با امير نجم ثانى در حدود غجدوان و شكست يافتن او از ايشان و خبر يافتن شاه عالميان و آمدن به خراسان « 13 »

چو از كوه سرزد بلند آفتاب * سر فتنه‌جويان درآمد [ ز ] « 14 » خواب نمود از دو خيل قيامت شكوه * دو سدّ سكندر دو البرزكوه
هامش
( 1 ) . چ : نهان . ( 2 ) . د : پشت و . ( 3 ) . د : پشت . ( 4 ) . ب ، م و چ : ز . . . به . ( 5 ) . د : اين . ( 6 و 7 ) . م : در آن . ( 8 ) . چ : ندارد . ( 9 ) . م : افراخت . ( 10 ) . چ : غجد آن ( ؟ ) . ( 11 ) . م : لت‌هاى اين بيت ، و همين بيت با بيت سپسين پس و پيش است . ( 12 ) . ت : به ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 13 ) . م : ندارد ؛ ب ، د و چ : لشكر آراستن خانان ( د : خاقان ) توران زمين و آمدن بر سر امير ( ب : امير ) ( چ : سپاه ) نجم ثانى و شكست دادن او را و آمدن شاه عالم‌پناه با طالع سعد به خراسان ( د و چ : شاه عالميان به جانب ( چ : به جانب ) خراسان ) . ( 14 ) . ت : به ( ! ) متن براساس ب نوشته شد .