تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
خبر يافت سالار [ ايران ] « 1 » سپاه * كه گرديد آن قلعه‌اش سدّ راه بفرمود تا لشكرش « 2 » هر طرف * كشيدند بر گرد آن قلعه صف « 3 » 3895 دم صبح كاين شاه گردون حشم * به بالاى اين « 4 » قلعه برزد علم بجنبيد نجم « 5 » ثريّا اساس * سراسيمه شد آسمان از هراس چو زلف بتان سركش و فتنه‌جوى * به تسخير آن « 6 » قلعه آورد روى [ بغرّيد چون شير نر كرّه‌ناى * سپهر از نهيبش درآمد ز پاى « 7 » دهل‌زن ز بس بر دهل زد دوال * فلك پنبه در گوش كرد از هلال 3900 اتاقه ز فرق يلان بهره‌مند * چو قُوس و قُزح بر سپهر بلند « 8 » پر از ناوك فتنه برج حصار * چو پيرامن ديده مژگان يار « 9 » كمند يلان بر سپهر دورنگ * شده مطرب چرخ را تار چنگ ] تفك همچو برق آتش افروختن « 10 » * چو برقى كه باران او « 11 » سوختن « 12 » يكى برده بر خاك‌ريزش كمند * چو شير فلك بر سپهر بلند 3905 يكى از تبرزين خارا شكوه * چو فرهاد از تيشه مىكند كوه « 13 » همه خاك‌ريزش به خون لاله‌گون * چو دامان « 14 » چرخ از « 15 » شفق غرق « 16 » خون هزبران به خندق دوان از ستيز * نهنگان درياى كين [ تند و تيز ] « 17 »
هامش
( 1 ) . ت و د : توران ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 2 ) . م ، د و چ : ( ش ) از . ( 3 ) . ب : لت‌هاى اين بيت پس و پيش است . ( 4 ) . م و چ : آن . ( 5 ) . چ : از جا . ( 6 ) . د : اين . ( 7 ) . ت : از اين بيت تا بيت 3902 نيست ، متن براساس ب نوشته شد ؛ چ : اين بيت نيست . ( 8 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :ز پرّ اتاقه در آن قلعه‌گاه * نمىيافت پرّنده بر اوج ، راه به فرق دليران بر آن مردرو * اتاقه فلك‌ساى چون ماه نو پلنگينه‌پوشان گردون شكوه * به شكل پلنگ از كمرهاى كوه شد از سنگ و پيكان تير مصاف * فلك كوه آهن زمين كوه قاف ز بس سنگ كآمد به فرّ و شكوه * برآمد زمين و فرو رفت كوه ز بس كآمد از هردو سو تير و سنگ * زمين و فلك هردو گشتند منگ( 9 ) . د : ندارد . ( 10 ) . ب ، م ، د و چ : افروختى . ( 11 ) . ب و چ : ازو . ( 12 ) . ب ، م ، د و چ : سوختى . ( 13 ) . د : ندارد . ( 14 ) . ب : دل‌هاى . ( 15 ) . د : ( از ) . ( 16 ) . م : پر ز . ( 17 ) . ت : در گريز ( ! ) متن براساس ب نوشته شد .