ز خون قپّههاى سپر هر كنار * چو آيينه از عكس رخسار يار
3750 گران گرز رويينتن سختسر « 1 » * ز دلهاى سنگيندلان سختتر
ز خون پرچم طوقها لالهرنگ * زده آب و جاروب ميدان « 2 » جنگ
سنانها ز « 3 » كين جمله گلگون شده * چو مژگان عشّاق پرخون شده
تن از تير و پيكان كه خونبار بود * نهال و « 4 » گل و غنچه و خار بود
ز برق تفك سر علمهاى كين * چمنهاى كين را گل آتشين
3755 ز خون تيغ كين لالهگون آمده * چه تيغى كزو « 5 » بوى خون آمده
[ ز و الا سر نيزه گلرنگ بود * نهال بلا را گل جنگ بود ] « 6 »
فتادند درهم دو صد خيل « 7 » شير * به جان باختن همچو شيران دلير
ز جوشن گذر كرده « 8 » رخشنده تيغ * بدانسان كه برق درخشان ز ميغ « 9 »
هزبر زمان شاه حيدر نگين « 10 » * برانگيخت دلدل به آهنگ كين
3760 [ ز پرّ همايش اتاقه به سر * چو كوهى عقابى بر آن جلوهگر « 11 »
در آهن نهان شاه گردون سرير * چو در زير ابر آفتاب منير
به زير سپر شهريار هزبر * چو بر فرق احمد پى سايه ابر « 12 »
ز پيكان تير اندر آن رستخيز * كمانش چو قُوس و قُزَح ژالهريز
گشادى ز پيكان گره از زره * ولى بر رگ جان زدى ز آن گره
3765 اجل را ز شمشير او برگ بود * بدن را شكافش در مرگ بود
به يك شعله تيغ زهر آبدار * برآورده دود از يمين و يسار
ز گردى كه برشد ز ميدان جنگ * زمين را شتاب آسمان را درنگ
زمين شد غبار و فلك ز آن شتاب * چو كشتى ز بار گران غرق آب « 13 »
هامش
( 1 ) . ب : تنى لختتر .
( 2 ) . م : ميدان جاروب ( ! ) .
( 3 ) . ب ، م ، د و چ : ى .
( 4 ) . ب ، م و د : ( و ) .
( 5 ) . م : كز آن .
( 6 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد .
( 7 ) . م : دو خيل چو .
( 8 ) . ب ، م ، د و چ : ( ه ) .
( 9 ) . ب ، م ، د و چ : اين بيت پس از بيت 3753 آمده است .
( 10 ) . ب : صفدر كمين ؛ د و چ : كمين .
( 11 ) . ت : از اين بيت تا بيت 3774 نيست ، متن براساس ب نوشته شد ؛ چ : اين بيت نيست .
( 12 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :جمالش از آن ابر پيرايه داشت * چه ابرى كه خورشيد در سايه داشت( 13 ) . م ، د و چ : پس از اين بيت افزودهاند :فلك كش ز جا سيل خونورز بود * چو نيلوفر از روى دريا نمود