تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
ز خون قپّه‌هاى سپر هر كنار * چو آيينه از عكس رخسار يار 3750 گران گرز رويين‌تن سخت‌سر « 1 » * ز دل‌هاى سنگين‌دلان سخت‌تر ز خون پرچم طوق‌ها لاله‌رنگ * زده آب و جاروب ميدان « 2 » جنگ سنان‌ها ز « 3 » كين جمله گلگون شده * چو مژگان عشّاق پرخون شده تن از تير و پيكان كه خون‌بار بود * نهال و « 4 » گل و غنچه و خار بود ز برق تفك سر علم‌هاى كين * چمن‌هاى كين را گل آتشين 3755 ز خون تيغ كين لاله‌گون آمده * چه تيغى كزو « 5 » بوى خون آمده [ ز و الا سر نيزه گلرنگ بود * نهال بلا را گل جنگ بود ] « 6 » فتادند درهم دو صد خيل « 7 » شير * به جان باختن همچو شيران دلير ز جوشن گذر كرده « 8 » رخشنده تيغ * بدان‌سان كه برق درخشان ز ميغ « 9 » هزبر زمان شاه حيدر نگين « 10 » * برانگيخت دلدل به آهنگ كين 3760 [ ز پرّ همايش اتاقه به سر * چو كوهى عقابى بر آن جلوه‌گر « 11 » در آهن نهان شاه گردون سرير * چو در زير ابر آفتاب منير به زير سپر شهريار هزبر * چو بر فرق احمد پى سايه ابر « 12 » ز پيكان تير اندر آن رستخيز * كمانش چو قُوس و قُزَح ژاله‌ريز گشادى ز پيكان گره از زره * ولى بر رگ جان زدى ز آن گره 3765 اجل را ز شمشير او برگ بود * بدن را شكافش در مرگ بود به يك شعله تيغ زهر آبدار * برآورده دود از يمين و يسار ز گردى كه برشد ز ميدان جنگ * زمين را شتاب آسمان را درنگ زمين شد غبار و فلك ز آن شتاب * چو كشتى ز بار گران غرق آب « 13 »
هامش
( 1 ) . ب : تنى لخت‌تر . ( 2 ) . م : ميدان جاروب ( ! ) . ( 3 ) . ب ، م ، د و چ : ى . ( 4 ) . ب ، م و د : ( و ) . ( 5 ) . م : كز آن . ( 6 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 7 ) . م : دو خيل چو . ( 8 ) . ب ، م ، د و چ : ( ه ) . ( 9 ) . ب ، م ، د و چ : اين بيت پس از بيت 3753 آمده است . ( 10 ) . ب : صفدر كمين ؛ د و چ : كمين . ( 11 ) . ت : از اين بيت تا بيت 3774 نيست ، متن براساس ب نوشته شد ؛ چ : اين بيت نيست . ( 12 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :جمالش از آن ابر پيرايه داشت * چه ابرى كه خورشيد در سايه داشت( 13 ) . م ، د و چ : پس از اين بيت افزوده‌اند :فلك كش ز جا سيل خون‌ورز بود * چو نيلوفر از روى دريا نمود