تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
به سر پر زد از بهر ناورد و كين * پر از شهپر جبرئيل امين هماى ظفر صيد فرخنده فال * ز قربان و « 1 » تركش برآورده « 2 » بال چو كوهى كه « 3 » بالاى يكران « 4 » نشست * چه « 5 » كوهى كه بر برق « 6 » رخشان نشست به نظّاره شاه گردن‌فراز * سراسر همه ديده شد طبل‌باز 3715 يلان جوشن و خود زر خواستند * نهال گل و غنچه آراستند جرس‌هاى رويين زبان « 7 » در خروش * دليران رويينه‌تن خودپوش « 8 » برآراست از پر يكى تاج زر * چو مرغ شكارى برآراست پر « 9 » نمود از علم ديگرى بهره‌مند * ز برج شرف آفتابى « 10 » بلند نمود آن دگر يك به صد كرّ و فرّ * كمان قزح ز آسمان « 11 » ظفر 3720 دو لشكر نگويم ، دو غرّنده ميغ * رسيدند با نعره « 12 » و تير و تيغ ز صف‌هاى لشكر برآمد خروش * دو درياى قلزم درآمد به جوش ز نعل ستوران آهو شكار * شد آيينهء مهر و مه پرغبار « 13 » علم‌هاى و الا حجاب سپهر * فرو هشته برقع ز « 14 » رخسار مهر برآراسته ز آن سپاه سره * يكى ميمنه ديگرى ميسره 3725 قوى ساخت سرخيل ايران‌پناه * ز شهزادگان قلبگاه سپاه ز خانان گردنكش سرفراز * يمين سپه داد ترتيب و « 15 » ساز يسار سپاهش ز چابك‌روى * ز خيل سلاطين دوران قوى « 16 » ز سوى دگر خان توران گروه * يمين سپه ساخت البرز « 17 » كوه « 18 »
هامش
( 1 ) . ب : ( و ) . ( 2 ) . ب ، م ، د و چ : برآراست . ( 3 ) . ب ، م و د : به . ( 4 ) . چ : بر برق رخشان . ( 5 ) . ب ، م و د : چو . ( 6 ) . ب : فرق . ( 7 ) . ب ، م و د : زنان . ( 8 ) . م : دو درياى قلزم درآمد به جوش . ( 9 ) . م : از اين بيت تا بيت 3720 نيست . ( 10 ) . ب و چ : ( ى ) . ( 11 ) . چ : را هماى . ( 12 ) . چ : نيزه . ( 13 ) . د : عيار ( ! ) . ( 14 ) . ب ، م ، د و چ : به . ( 15 ) . م : ( و ) . ( 16 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :يلان زير جوشن كران تا كران * ستوران سركش عنان در عنان صف لشكرش را چو فولاد كرد * بنايش ولى جمله بر باد كرد( 17 ) . م : الوند . ( 18 ) . د : آمدش استوار ( ! ) ؛ ب ، م و چ : پس از اين بيت افزوده‌اند :ز اغلن‌نژادان چابك‌سوار * يمين سپاه ( م : يسار ؛ چ : يسار سپه ) آمدش استوار