تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
بيا ساقى اى ماه [ ابرو ] « 1 » كمند * قدت سرو و رخ آفتاب بلند 3695 پر از باده كن كشتى چون هلال * كه خورشيد ازو « 2 » رو نهد در زوال از آن مى كه چشم و چراغ دل است * به من ده كه كار دلم مشكل است امانم ده از ظلمت رنج و بيم * چراغى به را هم رسان چون كليم

محاربه فرمودن شاه عالميان « 3 » با محمّد شيبانى خان و كشته شدن او در مروشاه‌جان « 4 »

چو سلطان انجم به فرّ و شكوه * كشيد از غضب تيغ بر فرق كوه دم ناى برد از سر چرخ هوش * ز صور قيامت برآمد خروش 3700 به خيل و حشم خان خاقان شكوه * صف‌آراى شد همچو البرزكوه گذشت از فلك كرد ميدان كين * زمين شد زبردست « 5 » چرخ برين « 6 » غبار آن‌چنان در هوا شد حجاب « 7 » * كه ره بست بر دعوت مستجاب سواران علم تيغ‌ها هر كران * يكى برق در « 8 » كف يكى زير ران ز پرّ و « 9 » سپر « 10 » شرزه شيران مست * هلالى به سر آفتابى به دست 3705 ز سمّ « 11 » ستوران هيجا شتاب * درافتاد تاج از سر آفتاب علم پرده بر چرخ و الا كشيد * چو قدّ بتان نيزه بالا كشيد ز پرچم همه طوق‌هاى دل‌نواز * چو نخل صنوبر شده سرفراز مه سر علم زيور طاق عرش * پذيرفته خلخال ازو « 12 » ساق عرش خبردار شد شاه فيروزه « 13 » جنگ * كه آمد ز كوه آن دلاور پلنگ 3710 برون آمد از بيشه آن شرزه « 14 » شير * نهنگى ز دريا برآمد دلير
هامش
( 1 ) . ت : گردون ( ؟ ) متن براساس ب نوشته شد . ( 2 ) . ب : از آن . ( 3 ) . د : زمان . ( 4 ) . م : ندارد ؛ ب : صف آراستن صاحبقران [ و ] محاربهء محمّد شيبانى خان و كشته شدن او به مروشاه جان ؛ چ : صف آراستن صاحبقران با محمّد شيبانى خان و كشته شدن او . ( 5 ) . د : برافراز ؛ چ : سرافراز . ( 6 ) . ب : زمين آسمان آسمان شد زمين . ( 7 ) . ب : سحاب . ( 8 ) . ب و م : بر . ( 9 ) . چ : ( و ) . ( 10 ) . م : زده پر به سر . ( 11 ) . ب : سهم . ( 12 ) . ب : بر . ( 13 ) . ب ، م ، د و چ : ( ه ) . ( 14 ) . ب : شرزه آن نرّه ( ! ) .