تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
به دشمن نبرد آشنايى « 1 » كنيم * بكوشيم [ و ] مردآزمايى كنيم 3490 نداريم اسباب حشمت هوس * كز اينها غرض نام نيك « 2 » است و بس « 3 » از اين باده گر پر شود جام ما * برآيد به مردانگى نام ما چو نام از سلاطين عالم برند * به مردانگى نام رستم برند « 4 » بس است اينكه در عالم بىمدار * پس از ما بود نام ما ماندگار « 5 » به مردى اگر جان سپارد كسى * به از زيستن در زبونى بسى « 6 » 3495 نمىبايد انديشه كرد از جدل * كه هرگز نميرد كسى بىاجل چه خوش گفت رستم ز روى شگفت * كه نتوان شب گور در خانه خفت به شمشير ، گيتى مسخّر شود * بد و نيك عالم ميسّر « 7 » شود از آن شد سرافراز عالم سپهر * كه دارد علم تيغ رخشان « 8 » مهر كسى را شود شاهد ملك يار * كه بوسد لب تيغ زهر آبدار 3500 ز گل چيدن آن كس شود بهره‌مند * كه از بيم خارش نباشد گزند « 9 » كسى آورد گوهر آسان به چنگ * كه فارغ شود « 10 » از نهيب نهنگ اگر داشت اسكندر شهريار * به آيينه در كار عالم [ نياز ] « 11 » مرا قبّه‌هاى سپر روز جنگ * نكوتر ز آيينهء روم و زنگ به « 12 » آيينه مردان ندارند كار * مرا بس بود تيغ زهر آبدار 3505 چه حاجت ز « 13 » انديشهء داورى * ز اخترشناسان مرا ياورى [ مه رايتم بهر زيب « 14 » اساس * به است از سطرلاب ساعت‌شناس ] « 15 » بود روز ميدان كله‌خود زر * به از شيشه ساعتم در نظر به كين پلنگ و « 16 » نهنگ از شكوه * كمين گر گشايم به دريا و كوه « 17 » .
هامش
( 1 ) . ب ، م ، د و چ : آزمايى . ( 2 ) . چ : [ و ] ننگ . ( 3 ) . م : اين بيت پس از بيت 3487 آمده است . ( 4 ) . چ : ندارد . ( 5 ) . م : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش است . ( 6 ) . چ : ندارد . ( 7 ) . ب : منوّر . ( 8 ) . م : رخشان ز . ( 9 ) . ب : از اين بيت تا بيت 3504 نيست . ( 10 ) . م ، د و چ : بود . ( 11 ) . ت : نثار ( ! ) متن براساس م نوشته شد . ( 12 ) . د : بر ؛ چ : ز . ( 13 ) . د : در ؛ چ : به . ( 14 ) . د و چ : زيب و . ( 15 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 16 ) . ب : ( و ) . ( 17 ) . ب ، م ، د و چ : اين بيت پس از بيت 3512 آمده است .