تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
در اين شيوه ترك ادب كرده [ اى ] « 1 » * عفا اللّه خطايى عجب كرده [ اى ] « 2 » كمندم نگر ترك اين كار كن * مبين گنج و انديشه از « 3 » مار « 4 » كن برون مىنهى پا ز اندازه « 5 » بيش * به خود مىزنى تيشه بر پاى خويش مزن بر « 6 » درفش از غضب مشت را * مكن بىسبب رنجه انگشت را 3380 ز باغ اين « 7 » چنين ميوه بيرون مبر * مبادا شود باغبان را خبر مبر گل به تاراج از اين بوستان * مده فيل را ياد هندوستان ببين داد من ترك بيداد كن * ز بيدادى « 8 » تيغ من ياد كن نديدى كه شروان‌شه شيردل * كه شد شير « 9 » ازو روز ميدان خجل سزايش چنان دادم از تيغ خاص * كه جان داد و « 10 » از من به جان شد خلاص 3385 سر سركشان احمد كينه‌راى * كه بود افسر نخوتش عرش‌ساى هزبر زمان « 11 » رستم نامدار * كه خواندش فلك رستم روزگار « 12 » چنانش زدم ز آسمان بر زمين * كه گفت آسمان صد هزار آفرين چو گرز گران مرا كم گرفت * چو زال فلك قامتش خم گرفت چو با من « 13 » دم از كينه زد نامراد * مرادم خداوند [ بخشنده ] « 14 » داد 3390 چو كوه ارچه الوند بود از شكوه * به فرقش زدم تيغ كين همچو كوه تو نيز ار كشى « 15 » سر ز فرمان‌برى * عجب گر ز شمشير من جان برى سپاهم كه بود آن زمان « 16 » بىشمار * يكى صد شد امروز و صد شد هزار كمندم كه سر فتنهء كشوريست * اگر مار بود اين زمان اژدريست « 17 »
هامش
( 1 و 2 ) . د : مىكنى . ( 3 ) . د و چ : ( از ) . ( 4 ) . ب : خار ( ! ) . ( 5 ) . چ : انديشه ( ! ) . ( 6 ) . ب ، د و چ : با . ( 7 ) . چ : ( اين ) . ( 8 ) . د : ( ى ) . ( 9 ) . د : روز ( ! ) . ( 10 ) . چ : داده ( و ) . ( 11 ) . چ : امان . ( 12 ) . ب : نامدار ( ! ) . ( 13 ) . ب : پاى ( ! ) . ( 14 ) . ت : بخشيد و ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 15 ) . ب : كنى . ( 16 ) . چ : از زبان . ( 17 ) . ب : ندارد .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 308 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى