تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
سلاطين روى زمين گرد شاه * زده حلقه چون هاله بر « 1 » گرد « 2 » ماه حكيمان ز حكمت سخن كرده ساز * به حكمت در گنج را كرده ساز نديمان شيرين‌سخن نكته‌گوى * حريفان به عيش و طرب باده جوى « 3 » 3320 مغنّى دف و چنگ را كرده « 4 » ساز * ز روى طرب پرده را كرده « 5 » باز « 6 » نواى نى و نغمهء معتدل * شده آفت جان و آشوب « 7 » دل ز آواز مطرب جهان پرخروش * نى از ناله غارتگر صبر و هوش كه ناگه رسولى ز كرمان رسيد * كه ازبك [ به ] « 8 » ملك خراسان رسيد نه ازبك كه شيران مردم « 9 » شكار * به مردانگى شهرهء روزگار 3325 هراسان ز ناوردشان عالمى * به ميدان كين هر يكى رستمى همه پوست‌پوشان چو شير و پلنگ * ز شيران گرو برده در كار « 10 » جنگ ز چشم بتان فتنه‌انگيزتر * ز شمشير در داورى تيزتر ز هر سو به تاراج مال و منال * عقاب ستم را گشادند بال سپاهى به غارت كران تا كران * چو [ مژگان ] « 11 » چشم پرى پيكران « 12 » 3330 ز تاراجشان مردم آن ديار * پريشان‌ترند از سر زلف يار چو شه را رسيد آن « 13 » حكايت به گوش * درونش زد از آتش قهر جوش يكى نامه از كلك عنبر سرشت * به داراى ملك خراسان نوشت كه اى خان بن خان خاقان‌نژاد * مطيع تو كيخسرو و كيقباد تويى مسندآراى توران زمين * تو را ملك توران زمين در نگين « 14 »
هامش
( 1 ) . م : در . ( 2 ) . د : دور . ( 3 ) . م : اين بيت با بيت پيشين پس و پيش است . ( 4 و 5 ) . چ : ( ه ) . ( 6 ) . د : اين بيت با بيت پيشين ، پس و پيش است ؛ م : ندارد . ( 7 ) . چ : آرام . ( 8 ) . ت ، ب و د : ز ( ! ) متن براساس م نوشته شد . ( 9 ) . ب : ( مردم ) . ( 10 ) . ب : روز . ( 11 ) . ت و ب : تركان ( ! ) متن براساس م نوشته شد . ( 12 ) . چ : ندارد . ( 13 ) . م ، د و چ : اين . ( 14 ) . ب : ندارد .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 305 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى